تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
أَيْمانُهُنَّ ،
التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ
،
الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ
» . يك مورد هم
« نِسائِهِنَّ »
است كه محلّ بحث ماست ، پس چنين سياقى در كار نيست . ثانياً : اگر يك لفظ چندين بار در يك سياق تكرار شود و در يك معنى استعمال گردد ، اگر در همان سياق بار ديگر اين لفظ قرار گرفت ، به همان معناى قبلى حمل مىكنيم « حفظاً لوحدة السياق » ، لكن در اين آيه لفظى تكرار نشده است بلكه عناوين مختلف استثناء شده است كه برخى از آنها داراى يك خصوصيت هستند ( و همه از ارحام هستند ) و لازم نيست كه همه آنها در اين خصوصيت مشترك باشند . به بيان ديگر : اگر هر سه عنوان « ارحام و نساء مؤمنات و اماء » مستثنى باشند ، اين مطلب را با چه عبارتى بايد بيان كرد ؟ مگر نبايد هر سه را در يك رديف استثناء كرد ؟ آيا اين درست است كه بگوئيم
« نِسائِهِنَّ »
نبايد ذكر شود چون خلاف سياق است ؟ ! فرضاً اگر همهء مستثناها از جنس ارحام بود و يك مستثنى از جنس ديگر ، اين مستثنى نبايد ذكر شود ؟

تقريب كلام مرحوم آقا حكيم ( ره ) :

بلى مىتوان فرمايش آقاى حكيم را چنين تقريب كرد ، كه در استعمال روايات يكى از انواع اضافهء « نساء » به « ها » اضافه رحمى است ، نسائها يعنى « ذوات الارحام من النساء » ، « يجب للمستحاضة أن تنظر الى نسائها » ( وسائل 2 / 288 ) « سألته عن جارية حاضت اول حيضها . . . قال اقراؤها اقراء نسائها » ( وسائل 2 / 288 ) « فان لم تحض فلتنظر الى بعض نساءها فلتعتدّ بأقرائها » ( وسائل 22 / 191 ) ، در آيهء شريفه به قرينه اضافه ، معناى خاصى از نساء اراده شده است ، آن معنى چيست ؟ به قرينه اين روايات مىگوئيم مراد از نسائهن « ذوات الارحام من