روايات مجوزه مىباشد ، بلكه اين صورتهاى ظاهره از اطلاق مىباشد و خروج آنها از تحت اطلاقات ، خروج فرد ظاهر مىباشد كه جايز نيست .
البته در روايتى مضمونى ديده مىشود كه ممكن است كسى از آنها هرگونه تلذذ را ممنوع بداند :
« . . . عن عبد الله بن الفضل عن أبيه عن رجل عن أبى عبد الله عليه السلام قال أ ينظر الرجل الى المرأة يريد تزويجها فينظر الى شعرها و محاسنها قال لا بأس بذلك اذا لم يكن متلذذاً » « 1 »
ولى اين روايت اولًا : مرسله است و از جهت سند غير قابل اعتماد .
ثانياً : با عنايت به نكات گفته شده ، مىبايست متلذذاً را به صورت اول و دوم از صورتهاى چهارگانه گذشته حمل كرد . « 2 »
4 ) شرط دوم جواز نظر ( / ان لا يكون مسبوقاً بحالها ) :
شرط دوم جواز نظر به زن آن است كه قبل از هنگام ازدواج علم به حال زن و زيبايى و زشتى ولى نداشته باشد و گرنه اگر با نگاه كردن شناخت جديدى براى وى حاصل نمىشود از تعليل روايات استفاده مىشود كه نگاه جايز نيست .
البته توضيح اين نكته لازم است كه مجرد علم قبلى به حال زن باعث عدم جواز نمىگردد ، چون علمى كه از راه نگاه حاصل مىشود مرتبه خاصى از علم
هامش
( 1 ) كافى 5 : 365 / 5 ، وسائل 20 : 88 / 25104 ، باب 36 از ابواب مقدمات النكاح / ح 5 جامع الاحاديث 20 : 32 / 114 ، ب 6 ، از ابواب التزويج ، ح 8 .
( 2 ) ( توضيح فرمايش استاد : ) قابل توجه است كه اين حمل در صورتى است كه تلذذ را به لذتجوئى معنى كنيم ، ولى اگر مفهوم آن را به لذت رسيدن بدانيم مثل موارد كنت متلذذاً فى مجلس كذا صورتهاى سوم و چهارم هم مشكل پيدا خواهند كرد ، خصوصاً اگر نكته علم به اثر لذت در پى نگاه با تأمل به زن را ضميمه كرده باشيم ، در كتب لغت چنين آمده است :
المنجد : اللذه : نقيض الالم ، لذ يلَذُّ لذاذاً و لذاذة الشىء : صار شهياً تلذذ الشىء و به : وجده لذيذاً .
صحاح جوهرى : لذذت الشى أى وجدته لذيذاً
خلاصه تلذذ بمعنى لذت بردن است و رواية ظاهراً به اين معنى است « اذا لم يكن متلذذاً يعنى لم يكن به قصد التلذذ ، و اما قصد تلذذ در معنى گنجانده شدنش قرائن خارجى لازم دارد ، از جمله مناسبت حكم و موضوع . فتأمل .