تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
ناتوان يافت از علاجِ پسر * زمره زبده زمينى را عاقبت زد ز يأس و استيصال * بابِ علامه امينى را عجز را نامه‌اى به شيخ نوشت * واندر آن شرحِ ماجرا را داد با هزار التماس و لابه و عجز * او ز علّامه جست استمداد گفت : يا شيخ ، در ضمير ، مرا * اعتقادى به دين و مذهب نيست نه شناسم خدا نه پيغمبر * هيچ كس مثلِ من مذبذَب نيست ليك در الغديرِ خود ، اى شيخ * از على گفته‌اى و اعجازش اينك اين من ، و اين گره در كار * به امامت بگو كند بازش نامه را كرد مهر تا قاصد * برَدَش تا سراى علّامه قاصد آورد نامه را فوراً * شب شتابان براى علّامه تا كه علّامه نامه‌اش را خواند * حالِ علّامه منقلب گرديد پشتِ آن نامه بى سلام و دعا * با يقين و به دور از ترديد با توكّل نوشت : « مولايم * پسرت را شفاى عاجل داد » ! نامه را باز ، مهر و امضا كرد * پس به آن قاصدِ مراسل داد تا كه قاصد گرفت و راهى شد * در دلِ شب به سوى قصرِ وزير شيخ ، پاى برهنه راه افتاد * در نجف سوى بارگاهِ امير