دفاع كنند . حق چيزى است كه بايد از آن دفاع شود .
« وَ يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ »
. حق اين خاصيت را دارد . همين طور كه مىدانيد حق به دو معنى است . يك حق به معنىِ ثبوت است ، يك حق به معناى مقابل باطل است . امامت اميرالمؤمنين حق است به هر دو معنى . خب حق بايد احيا شود . كتاباً سنةً عقلًا عقلائاً بايد گرفته شود . اين يك جنبه بعد ولايت اميرالمؤمنين است . بعد دوم مظلوميت است . مظلوم بايد نصرت داده شود . در هر جا ، در هر عالَمى ، در هر امتى ، در هر شريعتى ، در هر قانونى ، مظلوم بايد نصرت داده شود . جهات ديگرى هم هست .
آنوقت كسى كه بيايد پاى اين حق بايستد و زحمت بكشد تا احياءش كند اين مظلوم را نصرت بدهد و در مقابل ظالم بايستد ، مگر مىشود كه خداوند متعال تأييدش نكند ؟ نمىشود و تأييد نكردن چنين كسى از طرف خداوند متعال محال است .
مرحوم آقاى امينى در تبرّى هم چقدر قوى بوده است ! هم ولايتش قوى است و هم برائتش . ولايتش كتاب الغدير است و حركاتش ، سكناتش ، حرفهايش ، سخنرانىهايش .
مرحوم امينى قيافهاش جاذبيت داشت ، صداش جَهوَرى بود ، چشمانِ درشتى داشت . ايشان مىآمد بالاى سر حرم حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام ، زيارت جامعه را از حفظ مىخواند .
ايشان در حرم اميرالمؤمنين با آن صدا و آن قيافه زيارت بخواند و اشكهاى دانه درشتش روى صورتش بريزد ، تصورش را بكنيد ، اينها مظاهرِ ولايتش است . مظاهر برائتش اين نوارهاى ايشان است . نوارها را گوش كنيد ببينيد چه خبر است . اين چنين كسى « قد أوضَحَ بِهِ المَحَجّة وأتَمَّ به الحجّة » ، علّامه واقعاً مصداقِ تامِّ تعبيرِ خودشان نسبت به صاحب عبقات است . البته ايشان ، از عبقات خيلى استفاده كرده ، بلا اشكال . هم در جلد اول و هم در خلال اجزاء ديگر هم از عبقات خيلى استفاده كرده . خود مىگويد : « وَقَد استَفَدنا كَثيراً من علومِه المودَعَةِ في هذا السِفرِ العَظيم ، فَلَه مِنّا الشكر وَمن اللّه الأجر الجزيل » . متأخرين از آقاى امينى نيز از كتاب الغدير استفاده كردند و همچنان استفاده مىكنند . و ايشان شركت جدّى دارد در اجرِ كسانى كه در طول تاريخ ، تا حال و تا آينده ، در اين مسيرند و از الغدير استفاده مىكنند و از حق اميرالمؤمنين دفاع مىكنند . اصلًا اين اجر قابل وصف است ؟ مثلًا ببينيد وقتى پيغمبر اكرم اميرالمؤمنين را مىخواهد به يمن بفرستد مىفرمايد : « يا عليّ ، لأن يَهديَ اللّه بِكَ رَجلًا واحِداً