تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
مىكند ، تحت عنوان « المؤلّفون في الغدير » مىرسد به مير حامد حسين ، مىفرمايد : « سَيفٌ مِن سيوفِ اللّه المَشهورةِ عَلى أعدائه ، أتَمَّ بِهِ الحجَّةَ وَأوضَحَ بِهِ المَحَجَّة » ، من معتقدم آقاى امينى هم همينطور بود . همان وصفى كه ايشان براى مير حامد حسين گفته ، من براى ايشان مىگويم . بعد مىگويد : « وَأمّا كِتابه العَبَقات فَقَد فاحَ أريجه بَينَ لابتَي العالَم . . . المعجِز المبين الذي لا يأتيهِ الباطِل مِن بَينِ يَدَيه وَلا مِن خَلفِه » ، همان وصفى را كه خداوند متعال براى قرآن گفته ، آقاى امينى براى عبقات گفته . همين وصف منطبق است براى كتاب الغدير . اگر همه علماء اهل سنّت ، آنان كه واقعاً عالمند - آنان كه فقط ادعاى علم مىكنند كه ارزشى ندارند - اگر علماشان جمع شوند در يك جا ، بخواهند يك ردّ علمى بر الغدير بنويسند - نه ياوه گويى كه الان رسم شده - نمىتوانند . نمىشود بر الغدير رد نوشت . اين غير از اين است كه تأييدِ الهى دارد ؟ « ذلك الكتاب المعجِز المبين الّذي لايأتيهِ الباطِل مِن بَين يَدَيه وَلا مِن خَلفِه » . مخصوصاً جلد اوّلش كه در خصوصِ حديث غدير است . كجايش جاى اشكال است ؟ در كجايش مىتوان مناقشه كرد ؟ البته بيشتر كارى كه مرحوم آقاى امينى در خصوص حديث غدير كردند جنبه سندى را بيشتر كار كردند ، جنبه دلالىاش را در كتاب الغدير ندارند . در همين حد هم كه هست ، به دست هر كس برسد بايد حديث غدير را بپذيرد . در هيچ جاى كتاب الغدير نمىشود مناقشه كرد ، به خصوص جلد اولش . و همين است كه مىبينيد مرحوم آقاى امينىِ وحيد و فريد ، به تنهايى چنين كارى را انجام مىدهد . عرض كنم كه با قلت امكانات آن روز ، چه عزتى خدا داده به ايشان و به كتاب ايشان . چه در زمان خود ايشان اين تقاريظى كه برايشان آمده از بلاد مختلف و از طبقات مختلف ، چه بعد از ايشان . اين غير از تأييد ربّانى و غير از يك عنايت إلهيّه خاصّه چيز ديگرى نمىتواند باشد . مگر ما نديديم براى ترويجِ بعضى از كتب چه زحماتى كشيده مىشود ، بعد آن زحمات همه هدر مىرود و ثمر نمىدهد . اين براى كسانى است كه براى اميرالمؤمنين عليه السلام كار كنند و اخلاص در كارشان داشته باشند ، من چيزى علاوه بر اخلاص تعبير مىكنم ، من مىگويم سوز داشته باشند . چون داستان اميرالمؤمنين چند جهت دارد : يكى اينكه حقى است ضايع شده . و هميشه در طولِ تاريخ ، در هر جايى كه حقى وجود داشته باشد ، كسى يا كسانى پيدا مىشود كه از اين حق
امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 277 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / سيد محمد الطباطبائي اليزدي