اللّه تعالى فرجه نوشتند براى شيخ مفيد ، در القابِ شيخ مفيد ، حضرت تأييد و تسديد را بالخصوص تصريح كردهاند . حالا بياييم تا زمان علّامه حلّى . اين تأييد ربّانى است كه اين همه كتاب نوشته شود و اين كتابها هر كدام در بابِ خودش مرجعيّت داشته باشد و تا به امروز بماند و تا به آينده نيز . به جورى كه مرحوم علّامه حلّى همينطور كه سوار آن مركوب بوده ، از جايى به جايى ، كتاب تأليف كند يا مطلبى را كه لازم داشته كه نمىدانسته در كجاست در آنجا بايد به او ارائه كنند و بگويند مطلب فلان جاست - داستان معروف علّامه - تا برسد به زمان مرحوم مير حامد حسين تا زمان علّامه امينى . اينها كسانى هستند كه كاملًا زندگىشان و برنامههاشان و آثارشان حاكى از تأييد الهى است .
داستانى كه آقاى امينى كتاب لازم داشته من از مرحوم پدرم شنيدم كه رفته خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام كه : « آقا ! اين كتاب را من لازم دارم ، در نجف گيرم نيامده » . مرحوم پدرم نقل مىكردند از قولِ مرحوم آقاى امينى ، كه در حرم مطهّر اميرالمؤمنين وقتى كه اين مطلب را عرض كرده ، به دلش افتاده برود كربلا . حالا رفته كربلا ، از ماشين پياده شده ، بايد چه كند ؟ بايد برود حرم سيد الشهدا . مرحوم علّامه هم شخصيتى داشته كه هر كسى به ايشان مىرسيده دعوتشان مىكرده كه به منزلشان برود ، ولى ايشان جواب مىداده : « نه ، نمىتوانم بيايم » ، اما يكى تا گفت كه خدمت باشيم ، قبول كرد و با او راه افتاد و رفت به منزل او . كتاب را آنجا ديد . اينها غير از تأييدهاى ربّانىِ غيبى ، از دستگاهِ ربوبى ، چيز ديگرى نمىتواند باشد .
دستگاه ربوبى كه من مىگويم ، يعنى ائمه اطهار ، يعنى امام زمان . يعنى تمامِ اين دستگاه ربوبى ، كمك مىكند و هدايت مىكند و راهنمايى مىكند . اين مطلبِ كلّىِ كبروى را من كاملًا معتقدم و درك مىكنم . چون اگر بخواهم از خودم هم بگويم ، شايد درست نباشد كه بگويم در زندگى خودم همچنين چيزهايى را دارم . اجمالًا اين يك واقعيت است كه علّامه امينى قطعاً مؤيَّد بوده در اين راه ، و براى تأليف كتاب الغدير قطعاً مورد تأييد بوده و كمك مىشده .
مرحوم آقاى امينى وضع مالى خاصى نداشته ، نه قومى ، نه قبيلهاى ، نه عشيرهاى در نجف .
بالأخره در هر كار بزرگى ، اسبابِ ظاهرى لازم است . اين كتاب الغدير ، نوشتنش شوخى نيست . بنده معتقدم همانجور كه آقاى امينى صاحب عبقات را در مقدمه كتاب الغدير وصف
امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٧٦