اسلوبِ كتاب است . شما وقتى در كتاب الغدير دقت كنيد ، مىبينيد چقدر امثال عربى در لابلاى عبارات وجود دارد . چقدر تشبيهات وجود دارد . چقدر استعارات در همين نثرش وجود دارد .
مهمتر از همه اينها آنكه منابعِ كتاب الغدير سنى است ، همه منابعش سنى است . و آقاى امينى خوب توانسته از منابع استفاده كند و احتجاج كند و مطالب را به رخِ خصم بكشد . آن وقت در هر جايى كه قصيدهاى كه ذكر مىكند ، هر جا كه آن قصيده متعرّض حديثى ، فضيلى ، منقبتى شده وارد آن بحث هم مىشود . فرض كنيد در قصيدهاى ، شاعر ردّ شمس را متذكر شده باشد ؛ ايشان وارد بحث رد الشمس مىشود . خود اين استيعاب ، تنوعِ كتاب و اشتمالِ كتاب بر مطالبى كه هر كدام در جاى خودش نشسته جذابيت ايجاد مىكند . مثلًا شما ببينيد راجع به حضرت ابوطالب بحث كرده كه بى نظير است . راجع به ابو ذر هم ايشان بحث بى نظيرى كرده است .
اينها براى اهلش ارزشمند است و كتاب مورد توجه قرار مىگيرد .
طباطبايى : آيا در اين كتاب ميزان شعر زياد نيست ؟ اين اشكالى است كه بعضىها بر كتاب دارد .
اصلًا هدفِ اصلىِ كتاب اين شعرها بوده و ساختمان اصلى كتاب همين شعرهاست . خواسته اشعار را جمع كند و درباره اشعار حرف بزند . ايراد نمىشود گرفت .
تقدمى : بازخوردِ الغدير در ميان اهل سنّت چگونه بوده ؟ ردود دارد ؟
ندارد . چه كسى مىتواند الغدير را رد كند ؟
تقدمى : ما هم گشتيم پيدا نكرديم . ولى مىگويند شخص معتبرى ، كسى ، كارى كرده .
ما هم سالهاست مىشنويم . كجاست ؟ كيست اين ؟ ! مىگويند هيئتى مشغول نقد الغدير هستند . كيستند ؟ كجايند ؟ !
كسى كه بتواند اشكال كند ، شايد بتواند اين را بگويد كه : اين علمايى كه شما به آنها احتجاج كرديد اينها چندان براى ما معتبر نيستند . ممكن است بخواهند علماى خودشان را براى رد
امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٨١