اما نسبتهاى ناروا ، فحاشى ، و ناسزاگوئى موذيانهاش را پايانى نيست ، بطورى كه اگر ما بخواهيم همهء آنها را برشماريم ، بايد يك مجلد كتاب بدان اختصاص دهيم .
هيچكس از نيش زبانش نه در « الفصل » و نه تأليفات ديگرش جان سالم بدر نبرده است ، حتى دربارهء شخصيت بزرگ پيامبر در كتاب « الاحكام » « 1 » ( ج 5 ، ص 171 ) گويد :
شيعيان ندانستند كه سرور پيغمبران ، خود فرزند يك مرد و زن كافر بيش نيست ؟
ما نمىدانيم آيا اين كلام تكاندهندهء او با تربيت دينى ، آداب نويسندگى ، رسم دانشطلبى و شوؤن پاكدامنى چگونه سازگار است ؟ » . « 2 »
أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ * سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ
« 3 »
هامش
( 1 ) . الإحكام فى اصول الاحكام ، ج 5 ، ص 160 چاپ جديد .
( 2 ) . الغدير ، ج 3 ، ص 141 .
( 3 ) . القمر : 25 - 26 .