« وى خدا را هم بر اين نعمت سپاس گفته ، گويا اين پندار جنبهء عموميت دارد و زمانهاى آينده را نيز شامل مىشود و ايشان آينده را از پشت پردهء رقيق زمان نگريسته است ، ازاينرو تأمين دارد كه بعد از او كسى نخواهد آمد كه بديهاى او را آشكار سازد و در نسبتهائى كه داد ، از نظر امانت ، خدشهاى وارد سازد ، يا كتب و دانشمندان شيعه در خارج ، خودبهخود مشت او را باز كنند » . « 1 »
علامه در پاسخ او گويد :
« جاى تعجب است كه در مقابل دو چشم او و در محيط اجتماعىاش - بغداد - شخصيتهاى بزرگى از شيعه وجود داشتهاند كه احدى نمىتواند در امامت و پيشوائى آنان در رشتههاى نامبرده خدشهاى وارد سازد ، و زمام رهبرى بدست آنها بوده است ، مانند بزرگ پيشواى ملت اسلام و معلم آن « محمد بن نعمان مفيد » و علم الهدى سيد ما مرتضى » و « شريف رضى » و « أبى الحسين نجاشى » و « شيخ أبى الفتح كراجكى » و « شريف أبى يعلى » و « سلّار ديلمى » و امثال ايشان .
ما نمىدانيم اينكه او از اين شخصيتها بىخبر مانده است ، آيا حواس عمومى او معيوب بوده ، و يا از روى كينه و دشمنى وجود اين همه دانشمند را انكار كرده است .
در هرصورت ما براى شخص او اهميتى قائل نيستيم ، ما مىخواهيم توجه خواننده را به راه و رسم او جلب كنيم ، تا كسى را جاروجنجالهايش نفريبد .
شايد شما بتوانيد پارهاى از مضامين دروغ و تزوير ، افترا و تحريف و تغيير حقايق را در صفحات كتابش كه سراپا دروغ است از بحثهائى كه دربارهء كتابهاى مشابهش به عمل مىآوريم دريابيد » . « 2 »
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا واقٍ
« 3 »
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 3 ، ص 91 .
( 2 ) . الغدير ، ج 3 ، ص 93 .
( 3 ) . الرعد : 37 .