« بىخبر » نمىداند كه با اين سخن خود گفتار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را دروغ مىشمارد - كه چنانچه در ( ص 316 ) روايت آن را از طرق صحيح مىآورديم - پيشبينى فرمود ، كه ابو ذر را از مدينه تبعيد مىكند ، و نيز سخن امير مؤمنان عليه السّلام را دروغ مىشمارد ، كه پس از وفات ابو ذر در تبعيدگاه ، چون عثمان تصميم گرفت به دنبال او عمار را هم تبعيد كند ، على به وى گفت : عثمان از خدا بترس زيرا تو نيكمردى از مسلمانان را تبعيد كردى ، تا در تبعيدگاه هلاك شد ، و نيز سخن ابو ذر را دروغ مىشمارد ، كه در همان روايتى كه خود بلاذرى با سند صحيح آورده ، و ما نيز نقل كرديم كه گفت : پس از كوچيدن من به پايگاه اسلام ، عثمان مرا به حالت بيابانگردى برگردانيد ، و نيز سخن خود عثمان را دروغ مىشمارد كه هم بلاذرى آورده و به موجب آن ، چون گزارش مرگ أبى ذر به وى رسيد ، گفت : خدا بيامرزدش .
عمار گفت : آرى خدا از سوى همهء ما بيامرزدش .
عثمان گفت : اى عاضّ أير أبيه « 1 » آيا گمان مىكنى من از تبعيد او پشيمان شدم ؟ ، كه تمام داستان در ضمن بحث از درگيرىهايش با عمار بيايد ، و نيز سخن كميل بن زياد نخعى را دروغ مىشمارد ، كه گزارش آن در ( ص 294 ) از قول خود بلاذرى آورديم ، و نيز سخن بسيارى ديگر را دروغ مىشمارد .
بيچاره نمىداند كه آن پيشآمد دردناك كه مربوط به بزرگمردى از بزرگان ياران پيامبر بوده ، پيرامونش آن همه گفتگو و گيرودار روى داده و بسيار اعتراضها و نكوهشها را برانگيخته ، و از سهمگينترين رخدادها بهشمار رفته و به زبان مسافران از شهرى به شهرى نقل شده و اهل ايمان را به خشم آورده و زخم زبانها بر سر آن زده شده و خليفه را براى آن نكوهش كردهاند . . . « 2 » الى آخر كلام علامه . « 3 »
هامش
( 1 ) . اين جمله ناسزاى بسيار زشتى است .
( 2 ) . طبقات ابن سعد ، ج 3 ، ص 212 [ ج 4 ، ص 227 ] . ( علامه رحمه اللّه ) .
( 3 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 324 .