تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨

تحريف ابن جرير طبرى

علامه رحمه اللّه در اين‌باره گويد : « تو مىبينى كه طبرى در تاريخ خود ، « 1 » چون به سرگذشت ابو ذر مىرسد مىنويسد : در همين سال - يعنى سال 30 - بود كه درگيرىهاى ياد شدهء ابو ذر و معاويه و تبعيد او بوسيلهء معاويه از شام به مدينه روى داد ، و در مورد اين‌كه چرا او را از آنجا تبعيد كرد پيشامدهاى بسيارى ياد كرده‌اند كه يادكردن بيشتر آنها را ناخوش مىدارم ، اما كسانى كه معاويه را در كار خويش معذور مىدارند در اين‌باره داستانى ذكر كرده‌اند . پايان . چرا طبرى آن همه پيشامدهاى بسيار را رها كرده و فقط داستانى را نقل مىكند ، كه عذرآرندگان بر معاويه ساخته و پرداخته‌اند تا بوسيله آن دست‌آويزى براى معاويه تراشيده و خليفه را در كار خود تبرئه كنند ؟ آرى او خوش ندارد حقايق ثابتى را ياد كند ، كه اظهار آنها آبروى اين دو مرد را به خطر مىانداخته ، و از همان روز نخستين بگير و بيا تا روزگار كنونى ، سرگذشت واقعى امّت محمد بوده است . او پنداشته است كه اگر جلوى خامه را بگيرد و يادى از آنها نكند آنها پوشيده و پنهان خواهند ماند ، و ندانسته كه در گوشه‌هاى روزگار ، و لابه‌لاى تاريخ ، و ميان كتاب‌هاى حديث نكته‌هائى از آن بر جاى مىماند ، كه هم براى كسانى كه بخواهند روحيات مخالفان أبى ذر را بشناسند بسنده است ، هم براى كسانى كه بخواهند راست درآمدن پيش‌گوئىهاى پيامبر بزرگوار را در داستان أبى ذر بدانند و معجزات او را بشناسند . سپس طبرى داستان أبى ذر را بگونه‌اى سراپا دروغ و ساختگى آورده كه هيچ بخش آن درست نيست و همهء فرازهاى تاريخ صحيح و احاديثى كه همگان درستىاش را پذيرفته‌اند را تكذيب مىكند و به راستى و سستى آن نيز همين بس كه سند آن بسى خدشه دارد » . « 2 » الى آخر كلام علامه رحمه اللّه .
هامش
( 1 ) . تاريخ الأمم و الملوك ، ج 4 ، ص 283 حوادث سال 30 ه . ( 2 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 326 .