پيشينه و لاحقهى او . آيا در كدام يك از اينها خليفه موجب ايرادى بر وى يافته ، كه پرداخته است به شكنجهكردن او و راندنش از زندانى به تبعيدگاهى ، و دستور جلب او را مىدهد ، آن هم به روى مركبى كه پالان آن روانداز نداشت و پنج بردهء سختگير از خزريان ، كه آن را مانند باد مىراندند تا به مدينه رساندند . كشالهء رانش پوست انداخته ، و چيزى نمانده بود تلف شود . و همچنان او را با بدترين شكنجهها آزار مىكرد تا جان وى را در آخرين تبعيدگاهش - ربذه - بازستاند ؛ همانجا كه نه آبى بود و نه گياهى . گرماى توانفرسا ، رواندازش بود ، نه هيچ دوست و ياورى داشت كه پرستارىاش را كند و نه كس از قبيلهء وى در كنارش بود تا بدن پاكش را به خاك سپارد . تنها درگذشت و تنها برانگيخته مىشود » . الى آخر كلام علامه رحمه اللّه .
ما اين همه را از بين روايات زيادى كه علامه رحمه اللّه درباره أبى ذر ذكر كرده بود آورديم ؛ براى آگاهى بيشتر به الغدير مراجعه كنيد .
جريان تحريف تبعيد أبى ذر
علامه بعد از بيان روايات فراوان در مورد أبى ذر ، بحثى را مطرح مىكنند با عنوان جنايت تاريخ . « 1 » ايشان در اين بخش پرده از تحريفات در حق أبى ذر برداشته و بطور مفصل تحريفاتى را كه بلاذرى ، ابن جرير طبرى ، ابن اثير جزرى و عماد الدين ابن كثير در حق او انجام دادهاند را بيان مىكند .
علامه در كلامى در اينباره گويد :
« چه بسيار است جنايت تاريخ بر صاحبان برترىها و ارجمندىها كه مردم ، هم از تاريخ زندگىشان ، هم از خوىهاى بزرگوارانيشان ، و هم از نشانههاى سرافرازىهاشان ، و هم از روحيات رسايشان ، و هم از بندههاى گفتارشان ، و هم از اندرزهاى بليغ ايشان ، و هم از حكمتهاى گهربار ايشان ، و هم از موارد عمل و
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 324 .