پرهيز ايشان بهرهبردارى مىكنند .
در اينجا مىبينى تاريخ چه شتابان ورق مىخورد و ياد ايشان را از دلها برده و برترى ايشان را ناچيز مىنمايد ، يا در اينباره به سخن كوتاه ، بهگونهاى تحقيرآميز بسنده مىنمايد ، يا گفتار را پيچوتاب داده ، با گزارش دروغ و زشت درهم مىآميزند .
همهء اين كارها براى آن است كه يك اصلى را تأييد كنند و براى گرايشى پشتيبان درست كنند و بر بدىهاى گروههايى ديگر پرده بكشند كه حقيقت ثابت [ روشن ] ، به شخصيت و آبروى ايشان برمىخورد ، و نيز براى آنكه از خواستهها و هوسهاى سياستمداران روز و پيشوايان روزگار پيروى بنمايند .
براى همين جهات بوده است كه تاريخ از تفصيل لازم در شرح زندگى ابو ذر كوتاه آمده با آنكه وى با شخصيت و كمال خود نمونهء برترىها و برجستگىهائى است ، كه بايد آن را در راه زندگى و پيرايش روان ، پيشوا گرفت و براى مردم سرمشق پرهيزكارى و اعتقاد به مبدأ گردانيد » .
علامه سپس به يكيك تحريفات اين اشخاص در زندگى أبى ذر پرداخته و نحوه تحريفات آنها را ذكر مىكند .
تحريف بلاذرى
علامه رحمه اللّه درباره تحريفات وى گويد :
« مىبينى بلاذرى داستان تبعيد أبى ذر به ربذه را به صورتى كه در ( ص 294 ) گذشت ، از چندين طريق ياد كرده و گفتهء أبى ذر به حوشب فزارى را نيز آورده كه : مرا به زور بيرون كردند ، و با آنكه أبى ذر همان است كه به گفتهء پيامبر ، آسمان سايه بر سر نيفكند . . . الخ ، در دنبال سخن وى دروغ سعيد بن مسيّب را آورده كه از دشمنان خاندان پاك پيامبر و پيروان ايشان بوده ، و خبر تبعيد او به امر عثمان را نپذيرفته و بر آن رفته است كه او [ - أبى ذر ] با ميل خود به آنجا رفت ، چون دلش مىخواست در آنجا سكنى گزيد .