22 . و لخطب صّفين أجلّ و عندك ال * خبر اليقين إذا سالت معاويا « 1 »
ترجمه شعر :
1 . ثنا و ستايش او ، ويژه بازماندگان اين خاندان ، سوگ و ماتمسرايى مخصوص شهيدان آنان .
2 . اين است آنچه من نثار قدم آنان سازم ، با آنكه نه از يك نژاديم ، و نه هموطن .
3 . البته انگيزه محبت است . مرد كريم با فطرت خود ، جانب كريمان گيرد ، گرچه خويش و نزديك نباشد .
4 . اى خاندان ابو طالب ! مدعيان مجد و عظمت ، سينههاى خود را شفا بخشيدند .
5 . با خون كسانى كه قبههاى مفاخرشان به هرمرز و بومى افراشته بود تا پناهگاه كاروانها باشد .
6 . آنها كه راه صلح و وفا را هموار كردند ، دانش و بينش را به رايگان در اختيار مردم نهادند .
7 . به جان سرورشان على سوگند ، اين سخن دوست را دلشاد كند و دشمن را محزون و غمناك .
8 . بنيان شرافتى را بر ايشان سازمان داد كه از دسترس « زحل » برتر مىنمود .
9 . با ثبات و پايمردى در مهالك كه امير و سالارشان بود ، يوغ اطاعت بر گردن همگان نهاد .
10 . حتى حسدپيشهگان ناراضى راه انكار نجستند ، بلكه همگان راضى و خرسند بودند .
11 . يكسره دست دوستى و محبت دراز كردند و چون سالار و امير مؤمنان شد ، حسد بردند و به دشمنى برخاستند .
12 . اى دوست ! با دشمن خود مدارا كن . مادام كه به ظاهر ، خيرخواه است ، گرچه در دل كينهور است .
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 4 ، ص 236 .