13 . گيرم كه با زور و عناد ، از روز غدير سر برتافته ، برگو : مساعى ديگرش را برشماريد .
14 . در پيكار بدر ، جنگ احد ، رزم حنين كه پايمردى و جلالت نشان داد .
15 . در راه شام كه صخرهء صمار را بركند و آب گوارا به لشكريان سقايت كرد .
16 . به پيكار يهود بنگريد و قلعهء خيبر ، مرحب خيبرى را قاضى خود سازيد .
17 . آيا دژ استوارشان جز با دست على تهديد شد ؟ يا اينكه باب دژ از جاى بركنده گشت .
18 . بينديشيد در پيكار عمرو بن عبدود ، فارس يليل كه با هزار مرد برابر شد و مقياس گيريد با پيكار او در جنگ خندق .
19 . اين دو شير ژيان شكار شمشير على گشته ، با آنكه از هيچ دلاورى بيم به دل راه نمىدادند .
20 . سلحشوران « ضبّه » كه ميان تنگ بربسته ، روز بصره در پاى هودج جانفشانى كردند .
21 . با يورش على نابود شدند و از آن پس چه اژدرها كه مىبلعيدند .
22 . البته نبرد صفين از ساير پيكارها پيچيدهتر بود . اگر از معاويه و آپرسى سخن راست و درستخواهى شنيد .
علامه در ادامه دربارهء سخن تحريفگراى احمد نسيم مصرى در ذيل اين شعر گويد :
« استاد احمد نسيم مصرى در ذيل اين شعر :
و هب الغدير أبوا عليه قبوله * نهيا فقل عدّوا سواه مساعيا
چنين گويد : « نهى » : غدير و امثال آن را گويند و براى پيشوايان على عليه السّلام رزمى است كه بنام غديرخم ياد مىشود و شاعر بدان رزم اشاره مىكند » . « 1 »
علامه رحمه اللّه در پاسخ گويد :
« كاش استاد مصرى بعد از آنكه « نهى » را عوض « بغى » در ديوان مهيار به طبع
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 4 ، ص 237 .