8 . شمشير تا در نيام ، جوهر آن مجهول است ، موقعى مورد بهره قرار گيرد ، كه از نيام برآيد .
اين قصيده را شاعر ما در بغداد گفته و ابو على ابن مقله وزير را بوسيله آن ستوده ؛ قبل از آنكه از وزارت بر كنار و به زندان گرفتار گردد . ابن مقله در سال ( 324 ) توقيف و در سال ( 1328 ) درگذشت .
در « شذرات الذهب » « 1 » وفات او به سال ( 360 ) آمده ، و در « تاريخ آداب اللغة العربيه » آن را برگزيده ، ولى در « كشف الظنون » « 2 » و كتاب « الشيعه و فنون الإسلام و اعلام » « 3 » زركلى « 4 » وفات او را به سال ( 350 ) نوشتهاند . جمعى بين اين دو تاريخ مردد آوردهاند .
گواه قطعى در دست نيست كه كدام يك واقعيت دارد . از جمله در مقدمه ديوانش ، سال وفات شاعر ( 330 ه . ) آمده است ، و آن هم ممكن است ، زيرا شاعر ما چنانكه در مديحه ابن مقله ياد كرده ، قبل از سال ( 1324 ) از پيرى خود مىنالد » . « 5 »
هامش
( 1 ) . شذرات الذهب ، ج 4 ، ص 321 ، حوادث سال ( 360 ) ه . ق .
( 2 ) . كشف الظنون ، ج 1 ، ص 807 .
( 3 ) . الشيعة و فنون الاسلام ، ص 140 .
( 4 ) . اعلام ، ج 7 ، ص 167 ، و در آن سال وفات ( 360 ) ه . ق آمده است .
( 5 ) . الغدير ، ج 4 ، ص 21 .