شهسوارى در نقد و ادب و « 1 » و . . . » .
« نامبرده پيشواى ادب و پيشگام شعر است ، تا آنجا كه « رفاه سرى » آن شاعر چيره دست ، با مقام بلندى كه در فن شعر و ادب داشت به رونويسى ديوان كشاجم علاقه وافرى داشت و در سبك شعر به راه او مىرفت و در قالب او خشت مىزد » . « 2 »
عقيده كشاجم
« عصر كشاجم دورهاى است كه آراء و مذاهب و دستهبندىهاى دينى پديد آمده .
در اين عصر كمتر كسى است كه براى خودش مسلكى اختيار نكرده باشد و اسلام را در معنى خاصى تفسير نكند ، منتها برخى افكار و عقائد قلبى خود را صريحا اظهار كردهاند و جمعى شرط احتياط را از كف ننهاده ، افكار عمومى را در نظر گرفتهاند .
ولى كشاجم از اين راه و روشها بر كنار بود . او يك شيعهء امامى است كه در تشيع و موالات اهل بيت صادقانه قدم برداشته و فداكارى نموده است ، چنانكه در خلال اشعارش دلايل و شواهد اين معنى آشكار است . او به تشيع خود تظاهر بلكه افتخار مىكرده و با براهين استوار مردم را به مذهب خود فرامىخوانده است . از حقوق اهلبيت جانبدارى و در سوگ و ماتمشان ناله و زارى دارد ، و از دشمنانشان نكوهش كرده بيزارى مىجويد .
اعتقادش اين است كه خاندان نبوت در اين دنيا وسيلهء تقرب در بارگاه الهىاند و در آخرت واسطهء رستگارى و نجات . در واقع شخصيت كشاجم نمودار اين آيهء كريمه است :
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ .
« 3 » چرا كه جدّ شاعر ، سندى بن شاهك است .
همانكه دشمنى او با خاندان طهارت و فشار و سختگيرى او نسبت به امام موسى بن جعفر عليه السّلام در زندان هارون الرشيد بر كسى پوشيده نيست و همگان صفحات سياه زندگى او را در تاريخ خوانده و شنيدهاند .
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 4 ، ص 4 .
( 2 ) . الغدير ، ج 4 ، ص 4 .
( 3 ) . روم : 19 .