19 . خداى عز و جل مشعل گمراهى را بوسيلهء او خاموش كرد ؛ همان مشعل كه شرارههاى آن دامن هدايت را به آتش كشيد .
20 . آن سرورى كه خداوند خورشيدش را نزديك غروب بر او بازگرداند . « 1 »
21 . و اگر بازنمىگشت ، عوض تابش و درخشندگى براى هميشه رو سياه مىشد .
22 . همان سرورى كه بخاطر دين و آئين ، با نيزهء باريك بر سر مردم كوبيد ؛ همان سان كه بر سر شتران عربى كوبند .
23 . همگان دانستند كه در اثر نابكارى آنان بود كه روز غدير روز جمل را در پى داشت .
24 . اى گروه سيهكاران كه به پيامبر تلخى مصيبت را چشانديد .
25 . صريح و قرآن خصم شماست و هم آنچه بهترين پيامبران در آن روز فرمود .
26 . سفارش او را علنا زير پا نهاديد و بر او بستيد آنچه را كه خواستيد .
علامه رحمه اللّه در پايان ذكر قصيده كشاجم ، دربارهء تحريف قصيده او توسط ناشر گويد :
« تا آخر قصيده كه در نسخههاى خطى به ( 47 ) بيت بالغ مىشود ، ولى ناشر ديوان قسمتى را كه با مذهبش مخالف بوده از ديوان چاپى ساقط كرده است و اين اولين دست خيانتكارى نيست كه سخنان حق را جابجا مىكند » . « 2 »
شرححال كشاجم
علامه امينى رحمه اللّه درباره وى مىنويسد :
« وى ابو الفتح محمود بن محمد بن حسين بن سندى بن شاهك رملى « 3 » معروف به كشاجم مىباشد . او نابغهاى است از نيكان امت و يگانهاى از يگانههاى امت و
هامش
( 1 ) . حديث « شمس در جزء سوم » ص 126 - 141 گذشت ( علامه رحمه اللّه ) .
( 2 ) . الغدير ، ج 4 ، ص 4 .
( 3 ) . منسوب به رمله از آبادىهاى فلسطين .