ترجمه شعر :
1 . سرگرم خاطرهاى است كه از واپرسى خانهء معشوق بازمانده ، رفيق راهش بيايد يا بكوچد .
2 . آهو چشمان در پس پرده به او چشم دوخته ، از چاك خيمه به او مىنگرند .
3 . ولى گونههاى نمكين كه در اثر شرم ، زرد و سرخ مىشود ، قلب او را نمىربايد .
4 . كافى است ، نكوهش مكنيد . گذشت روزان و شبان به نكوهش باز خواهد كرد .
5 . او ديگر عشق سوزان را بكنارى نهاده ، آتش اشتياق را هرچند زبانه كشد خاموش مىكند .
6 . اينك از گريهء بر آهويشان سرخورده ، به گريهء بر طاهرين سرگرم شده است .
7 . چه هلالهاى نورافروز كه قبل از دوران درخشش و كمال فروافتاد و چه بدرهاى تابان كه به زودى غروب كرد .
8 . آنان در ميان خلق ، حجت خدا ، و آيت حق بودند ، و روز رستاخيز خصم آنكس كه از يارى كناره گرفت .
9 . خداوند سند پيشوايى آنان را نازل نمود و او سند خدايى را مردود شمرد .
10 . جد آنان خاتم پيامبران است ، اين را همه ملل [ جهان ] مىدانند .
11 . پدرشان سرور اوصياء است كه دستگير ناتوان ، و به خاكافكن قهرمانان بود .
12 . آنكه به سرنيزه آموخت ، كه چگونه در قلب دشمن جاى گيرد و شمشير را ، كه چسان بر فرقها نشيند .
13 . روز نبود كه اگر زمين از جاى بجنبد ، او از جاى نجنبد .
14 . همان كه از دنياى مردم روگرداند ، موقعى كه با زر و زيور خود را آراسته بود .
15 - 16 . هنگامىكه ديگران با او سنجيده شوند ، شريفترين آنان بمنزلهء زمين پست است كه با آسمان بسنجند و يا چون قطره ، كه با دريا مقياس گردند .
17 . با آن بخششى كه ابرها از او آموخته و آن وقارى كه كوه از آن پايدارى يافته .
18 . چه بسيار فتنه كه با رهبرى او رخت بربست و چه بسيار مشكلاتى كه با انديشهء او حل شد .
رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: روح الله عباسى
ص٢١٥