را به گاه طبع انداخته است - مثل ساير كتب كه با آنها نيز چنين كارى كردهاند - و يا آن كه در هنگام چاپ به چنين دستنويسى دسترسى نيافته و يا آنكه نسخهء چاپى ديوان همان نسخهء مذكور اختصارى أبو العلاء معرّى است » . « 1 »
شرححال ابو تمام طايى
علامه درباره وى مىنويسد :
« أبو تمام ، حبيب پسر اوس بن حارث بن قيس بن اشجع بن يحيى بن مزينا بن سهم بن ملحان بن مروان بن دفاقة بن مرّ بن سعد بن كاهل بن عمرو بن عدى بن عمرو بن حارث بن طيء جلهم بن أدد بن زيد بن يشجب بن عريب بن كهلان بن سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان مىباشد . « تاريخ الخطيب » ( ج 8 ، ص 428 ) » . « 2 »
او يكى از رؤساى اماميه و از بزرگان بىمانند ادب شيعه در روزگار گذشته و از پيشوايان لغت بود .
بنابر نوشته علامه ، او اصلا شامى و زادهء قريه « جاسم » از روستاهاى « جيدور » دمشق مىباشد . به پدرش ، « ندوس عطار » مىگفتند كه بعدا آن را « اوس » كرده . و در « دائرة المعارف الاسلامى » است ، كه خود شاعر اسم پدر را تغيير داده است و او نصرانى بود .
وى در مصر پرورش يافت و در آغاز جوانى در مسجد جامع سقايى نمود ، و سپس به انجمن ادبا راه يافت و از آنها بهره برد و علم آموخت . او مردى هوشيار بود و به شعر عشق مىورزيد .
حافظهء قوى او باعث شده بود تا غير از هزار ارجوزه ، چهار هزار ديوان شعر از حفظ داشته باشد و اين غير از قطعات و قصايد بود كه در حافظه داشت .
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 2 ، ص 337 .
( 2 ) . الغدير ، ج 2 ، ص 333 .