دو دست آن دو از گزند ايشان تهى گرديد .
8 . آن دو بودند كه در گردن فرازىهاى مردمان ، بىپدرى را شريك كردند ، كه اگر هم يادى از ايشان باشد ، با خوارانگارى است .
9 . « يتم » و « مخزوم » و « زهره » از ايشانند و خود هنگامىكه يارى خواسته شد ، بندگان ما بودند .
10 . به خدا كه دشمنى ميان ما و ايشان تا هنگامىكه يك تن از دو دودمان نيز زنده باشد ، پابرجا خواهد ماند .
11 . براستى خردها و انديشههاى ايشان به بىخردى گرائيده و همچون بزغالهاى هستند ، كه آنچه نيز يك بزغاله كند بد است .
علامه رحمه اللّه سپس در ادامه ، درباره چگونگى تحريف اين شعر توسط ابن هشام مىنويسد :
« ابن هشام مىگويد : دو بيت آن را هم كه دشنامى در برداشت نياوردم » . « 1 »
علامه سپس دربارهء اين سخن ابن هشام گويد :
« ابن هشام سه بيت قصيده را انداخته كه يگانه هدف او در اين كار بر هيچكس پوشيده نيست . و به راستى كه انسان بر نفس خود بينا است ، هرچند بهانههائى بر خود بيفكند . اين هم سه بيت مزبور :
1 . و ما ذاك إلّا سؤدد خصّنا به * إله العباد و اصطفانا له الفخر
2 . رجال تمالوا حاسدين و بغضة * لأهل العلى فبينهم أبدا و تر
3 . وليد أبوه كان عبدا لجدّنا * إلى علجة زرقاء جال بها السحر » « 2 »
ترجمه شعر :
1 . و اين نيست ، مگر سرورى ، كه « خداوند بندگان » ويژهء ما ساخته است و ما را برگزيد ، كه سرفرازى از همان است .
هامش
( 1 و 2 ) . الغدير ، ج 7 ، ص 361 .