تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 940

مساهمون:

ص٩٤٠
تو باد جان ما در راه تو بهائى ندارد و كمترين چيزيست كه فدا ميكنيم . هرگاه ما ترا كه در روز قيامت راه نجات ما هستى در ميان اين دشمنان تنها بگذاريم و ترا به دشمن تسليم كنيم . در آن روز در پيشگاه پيامبر ( ص ) و دامادش على ( ع ) و دخترش زهرا ( ص ) چه عذرى خواهيم داشت ؟ پس امام به آنها فرمود : خدا به شما پاداش نيك دهد من در قيامت وسيله نجات شما خواهم بود . ياران حسين ( ع ) چنان استوار ايستادند كه گوئى كوههاى بلند بودند و در نثار جان همچون سيل روان بودند . شيران دلاورى كه بيشه‌هاى مرگ ميدان جولانشان بود و بر روى اسبان تيزرو آرام مىگرفتند ، بزرگوارانى كه در بذل جان كه هديه آنها محسوب مىشد ، تيرهايى بودند ، نوك نيزه‌هاى تيز آرامگاهشان بود اينان حمله بردند ( به دشمن ) و اندوه از دل حسين زدودند و با چنان عزمى جهاد كردند كه بر بالاى ستاره سماك مكان دارد . صف نيزه‌هاى بلند اين مردان زره‌دار ، همچون راه‌ها نمايان است و شمشيرهاى اين پهلوانان كشيده و آماده است و چنان جانبازى كردند كه ضربه تيغها و نيزه‌هايشان بر دشمنان سخت فرود آمد و دلاوريشان كوههاى بلند را متلاشى ساخت . ياران حسين ( ع ) كه اطراف او حلقه زده‌اند ، گوئى بچه‌هاى شيرند كه پيرامون شير فراهم گشته اند . جانهاى گرامى خود را در كف اخلاص نهاده و آماده جانبازىاند و هركس از جان خود مضايقه كند ذليل است . اينان بدرجه‌اى رسيده‌اند كه در هرفضيلتى پيشگام گشته و بدرجات ارزنده‌اى رسيده‌اند كه هيچ آرزومندى بدان پايه نرسيده است .

902 - اشعار حسن ال ابى عبد الكريم در توصيف آمدن اسب امام حسين ( ع ) به خيمه‌ها

و راح الى نحو الخيام جواده * خليّا من النّدب الجواد يجول بررزن اليه الطّاهرات حواسرا * بهنّ على المولى الحسين عويل