آنگاه زينب پيش اسب آمد در حالى كه سرگشته و پريشان اشك بر رخسارش جارى بود .
زينب كه اسب را خونآلود ديد و ديد كه پوشش خود را برافكنده و آغشته به خاك و خونين است . رخ خونآلود را بوسهاى زد و آنگاه از زنان پاكسيرت كه پيرامون او بودند ناله بلند شد . اى برادر سفارشهاى پيامبر را تباه كردند و مردم نادان ترا بدشمنى پيغمبر و كينه او هلاك كردند .
اى برادر وحشيان خاندان اميّه بر ما چيره شدند و بندگان و حرامزادگان بر ما سيادت يافتند .
هرگاه پيامبر و على ( ع ) حاضر بودند چه دستى جرأت داشت كه بسوى تو دراز شود ؟
- آنگاه شمر ملعون او را كه زانو زده بود به كنار زد ، آن سنگدل كه كفر در وجودش ريشه دار بود . و رگ گردن آن تشنه بزرگوار را بريد و اينجا بود كه ريشهها و شاخههاى بزرگوارى قطع گرديد .
رشتههاى استوار اسلام سست شد و هدايت نابود گرديد و بزرگمرد جهان معانى و افتخار زبان از گفتن بربست . فرشتگان و جن و انس همه بر او نوحه سرودند و نزديك بود كه درياهاى هفتگانه به رسم اشگ بر او سرازير شوند .
پهنه زمين گسترده را زلزله گرفت و كوهها و بيابانها به جنبش آمدند .
جهان پشت پردههاى عزت را بدريد و دل كائنات بهدر آمد .
903 - وفات حسن ال ابى عبد الكريم
علّامه امينى : تاريخ وفات وى بدست نيامد ولى اين اشعار را در قرن هشتم سروده ولى چون احتمال انتساب اين شعر بر او و بر ابن رشد متوفى قرن نهم وجود دارد ما در رديف شاعران قرن نهم آورديم .