1 - عبد اللّه احمد بن حنبل گويد : از پدرم درباره على ( ع ) و معاويه پرسيدم . گفت : بدانكه على ( ع ) دشمنان بسيار دارد و هرچه خواستهاند در او عيبى بيابند نتوانستهاند پس دور كسى جمع شدهاند كه با او جنگ كرده . ( تاريخ الخلفاء سيوطى ص 133 ، فتح البارى 7 / 83 ، الصواعق ص 76 )
2 - حاكم گويد : از ابو العباس محمّد بن يعقوب بن يوسف شنيدم كه مىگفت : از پدرم شنيدم كه مىگفت از اسحاق بن ابراهيم حنظلى شنيدم كه مىگفت : در فضيلت معاويه هيچ حديث درستى نيست . ( اللئالى المصنوعه 1 / 220 ، فتح البارى 7 / 83 )
3 - بخارى كه در صحيح خود حديثى در مناقب معاويه نيافته ، بابى گشوده تحت عنوان يادكرد معاويه و ابن حجر در فتح البارى ( 7 / 83 ) مينويسد اين خود دليل استكه فضايلى كه در خصوص معاويه نقل شده اختلافى است و صحت ندارد و در فضائل معاويه احاديث فراوانى وارد شده كه هيچ سند درستى ندارد و اسحاق بن راهويه و نسائى و ديگران هم بر اين عقيدهاند .
4 - مسلم و ابن ماجه كه حديث صحيحى در فضائل معاويه نيافتهاند صفحهاى به آن اختصاص دادهاند و ترمذى جزء يك حديث نقل نكرده است .
5 - ابن تيميه در منهاج خود ( 2 / 207 ) مىنويسد : گروهى ، فضائلى براى معاويه از پيامبر روايت كردهاند كه همه آنها دروغ است .
6 - فيروزآبادى در پايان سفر السعاده و عجلونى در كشف الخفاء ( ص 420 ) در باب فضائل معاويه نوشتهاند . حديث صحيحى دراينباره وجود ندارد .
7 - عينى در عمده القارى مىنويسد : اگر بگوئى احاديث فراوانى در فضائل معاويه هست گويم آرى لكن هيچيك از طريق سند صحيح نيست .
8 - شوكانى در فوائد المجموعه مىنويسد : حافظان حديث همگى اتفاق دارند بر اينكه هيچ حديثى در فضيلت معاويه صحت ندارد .
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 922
مساهمون: رضا معراجي
ص٩٢٢