حضرت على ( عليه السّلام ) ابو ايّوب انصارى به كوفه مىگريزد بسر در مدينه خانههاى بسيارى را آتش مىزند ، بسيارى از صحابه را وادار به بيعت مىكند ، روى منبر مسجد مردم را دشنام داده و مىترساند ، وحشت و رعب در مدينه ايجاد مىكند ، افراد زيادى را به اتّهام شركت در قتل عثمان مىكشد و ابو هريره را جاى خود نهاده به مكّه مىرود در بين راه گروهى از بنى كعب را بر سر آب بين مكّه و مدينه به قتل مىرساند و اجسادشان را به چاه مىاندازد ، به مكّه مىرسد قثم بن عباس از مكّه بيرون شده بسر وارد مىشود ، مردم را تهديد مىكند و در طائف پسران عبد اللّه بن عباس ( قثم و عبد الرّحمان و بعضى گفتهاند داود و سليمان ) را سر از بدنشان جدا مىكند و بعضى گفتهاند آنها را در يمن كشته است و بعد به نجران مىرود عبد اللّه بن مدان داماد عبيد اللّه بن عباس و پسرش مالك را به قتل مىرساند و گروه زيادى را در صنعا به قتل مىرساند و يكصد پيرمرد كه از شيعيان بودند را در حسبان مىكشد و در راه به هرجا وارد مىشد مىكشت و اموال را غارت مىكرد خبر به حضرت على ( عليه السّلام ) رسيد بسر بن ارطاه را نفرين كرد و گفت : خدايا او را لعنت كن نعمتت را از او بگير و در حال بىخردى او را بميران و بسر مدّت كمى بعد عقلش را باخت و چوبى بدست گرفته بر بالش مىزد و مى گفت : مىكشم و آنقدر مىزد تا بيهوش مىشد و همينطور بود تا مرد . ( شرح ابن ابى الحديد 1 / 116 )
2 - معاويه لشكريان ديگرى مىفرستد با ضحاك بن قيس 3 هزار و با سفيان بن عوف 6 هزار با عبد اللّه بن سعد 1700 نفر براى شهرهاى انبار ، هيت ، واقصه و . . . با همين دستورات كه شيعيان را بكشيد اموالشان را غارت كنيد حتّى به كودكان و زنان رحم نكنيد كه هركدام جنايتها آفريدند .
3 - حمله به شهر انبار كه در زمان حضرت على ( ع ) اتفاق افتاد و وقتى حضرت خبردار شد بر منبر رفت و فرمود : بخاطر درآوردن دستبند يك زن در پناه اسلام در شهر انبار هرمؤمنى از غصه دق كند جاى تاسف نيست و آنها را سرزنش كرد چرا از دستوراتش براى جنگ با دشمن اطاعت
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 905
مساهمون: رضا معراجي
ص٩٠٥