نيست . مصون داشتن او از عذاب نيز گواهى بر جعلى بودن روايت است زيرا اگر شخصى مثل معاويه آنهمه بيگناهان را كشته و دارائىها را غارت كرده مصون از عذاب شود آنهمه آيات عذاب در قران براى چيست ؟ ان اللّه لا يخلف الميعاد .
843 - پيامبر ( ص ) خبر سلطنت يافتن معاويه را مىدهد .
ابن ابى شيبه در المصنف و طبرانى در الكبير از عبد الملك بن عمر از معاويه نقل كردهاند پيامبر گفت : اى معاويه اگر پادشاه شدى نيكرفتارى كن .
علّامه امينى : 1 - اين روايت كه به خود معاويه منتهى مىشود قابل استناد نيست زيرا اصحاب پيامبر كه در ميانشان على ( عليه السّلام ) است او را دروغساز و فاسق و منافق خواندهاند . حتّى اگر سخن خود ابن حجر كه اين روايت را در دفاع از معاويه آورده در كتاب تهذيب التهذيب ( 1 / 509 ) در نظر بگيريم باز هم روايت معاويه قابل استناد نيست كه از يحيى بن معين آورده كه : هركه به عثمان يا طلحه يا يكى از اصحاب رسول خدا ( ص ) دشنام دهد دجّال و حقهباز است و روايتش قابل نوشتن نيست و لعنت خدا و فرشتگان و همه مردمان بر او خواهد بود . و معاويه كسى بود كه به حضرت على ( عليه السّلام ) و حضرت امام حسن ( عليه السّلام ) و حضرت امام حسين ( عليه السّلام ) و عبد اللّه بن عباس و قيس بن سعد لعنت و دشنام مىداد و حتّى در خطبههاى نماز و قنوت به آنها دشنام مىداد . 2 - در سند روايت نيز عبد الملك بن عمر است كه ابن منصور مىگويد احمد حنبل بشدّت او را تضعيف كرده و ابن معين و عجلى گويند حواسپرت بوده و قبل از مرگ حافظهاش را از دست داده و ابن حبان گويد تدليس مىكرده ( تهذيب التهذيب 6 / 412 ) همچنين اسماعيل بن ابراهيم مهاجر در سند آن مىباشد كه ابن معين و نسائى و ابن جارود و ابو داود و ابن حبان او را ضعيف و سستروايت دانسته و ابن حبان گويد اشتباهات فاحش از او سر مىزده ( تهذيب التهذيب 6 / 412 ) 3 - ابن حجر اگر اين روايات را صحيح مىداند چرا نمىفهمد كه به مذمّت معاويه بيشتر سازگار است