مرا دشنام گويد خدا را دشنام داده و هركه خدا را دشنام دهد او را به روى در آتش دوزخ افكند .
علّامه امينى : 1 - ما براى ابطال اين حديث محتاج نيستيم به سند حذفشدهاش توجه كنيم بلكه هرچه را نديده بگيريم از يادمان نمىرود نسل اموى ناپاك بوده و در قرآن شجره ملعونه خوانده شده كه در قبل و بعد از اسلام كارهاى ننگينى كردند و بهيچوجه نمىپذيريم پيامبر آنها را در رديف حضرت على ( ع ) قرار داده باشد همچنين در ابو قحافه و خطاب و نياكانشان چيزى سراغ نداريم كه از افتخارات دينى باشند و قبلا گذشت كه ابو قحافه و خطاب مسلمان نشدند و حتّى عمر وقتى عباس عموى پيامبر مسلمان شد به او گفت : به خدا مسلمانشدنت وقتى مسلمان شدى از مسلمان شدن خطاب اگر مسلمان شده بود برايم خوشتر بود ( سيره ابن هشام 4 / 21 ، عيون الاثر 2 / 169 ، شفاء قاضى 2 / 18 ) و درباره عفان نيز بايد از كلبى و بلاذرى كه در كتابهاى مثالب و انساب ماهيت او را روشن كردهاند پرسيد . 2 - درباره القاب هم قبلا ثابت كرديم ( جلد دوّم الغدير ) كه صديق و فارق از القاب حضرت امير المؤمنين على ( عليه السّلام ) بود و چون پارهاى از مردم براى ابو بكر و عمر به كار بردند متداول شد و اين گونه روايات جعلى هم ساخته شد .
3 - درباره دشنام هم اگر چنين باشد كار اصحاب كه بههم دشنام دادند و دشمنى كردند و كار به جنگ كشيد آيا همگى برو در جهنم افتادهاند ؟ من نمىدانم .
803 - ابو بكر و عمر و عثمان و ابو سفيان در قصرهاى بهشتى :
در تاريخ ابن عساكر ( 5 / 142 ) از ابن عباس از قول پيامبر ( ص ) آورده : از خويشاوندانم آنكه مقرّبتر بدرگاه خدا و پيروزترين اهل بهشت است ابو بكر است و در رتبه دوّم عمر است كه خدا كاخى از مرواريد به او مىبخشد هزار فرسنگ در هزار فرسنگ ، قصرها و خانهها و ايوانها و ديوارها و تختها و جامها و پرندگانش همه از همين يك گونه مرواريداند او را خشنودى از