پى خشنودى است و در مرتبه سوم عثمان است او را بهشتى است كه نمىتوانم وصف كنم و خدا ثواب فرشتگان را از اوّل تا آخرشان مرحمت مىنمايد و در مرتبه چهارم على ابيطالب ( ع ) است خوشا به حالش چهكسى مثل على ( ع ) است او معاون من است و مونسم به هنگام ناگوارى و خليفهام در ميان امّتم و او از من است و چهكسى مثل ابو سفيان است هنگاميكه از آستان صاحب عرش رو مىآورم تا به حساب بپردازم و ناگهان با ابو سفيان روبرو مىشوم در حالى كه جامى از ياقوت سرخفام در دست دارد و مىگويد : دوست من بنوش و او را خشنودى از پى خشنودى خواهد بود خدا بيامرزدش .
علّامه امينى ضمن اشاره به سخن خود ابن عساكر كه گفته : اين حديث نادرست است بر بى پايگى حديث به سوابق ابو سفيان مىپردازد كه در حديث جعلى فوق او را مايه استحكام اسلام برشمرده است كه از جمله به موارد زير مىتوان اشاره كرد .
1 - ابو سفيان در جنگ احد فرمانده سپاه مشركين بود .
2 - ابو سفيان جنگ خندق را به پا كرد .
3 - ابو سفيان استكه آيه 2 سوره توبه و آيه 36 سوره انفال در مذمّت او نازل گشته است . ( تفسير طبرى 10 / 262 ، تفسير ابن جزى 2 / 71 ، تفسير آلوسى 10 / 59 ، تفسير رازى 4 / 279 و . . . )
4 - ابو سفيان جلسه دار الندوه را تشكيل مىدهد كه چهل نفر پيامبر را بكشند . ( سيره ابن هشام 2 / 94 )
5 - ابو سفيان دو هزار مزدور از حبشيان قبيله بنى كنانه گرفت كه در جنگ احد عليه پيامبر بجنگند و اين غير از بسيج افراد عرب براى آن جنگ بود . ( تفسير طبرى 1 / 159 ، تفسير كشاف 2 / 13 و . . . )
6 - پيامبر در هفتجا او را لعنت كرد ( روزى كه به طائف مىرفت براى دعوت قبيله ثقيف ، روزيكه ابو سفيان براى كاروان قريش را مىبرد ، روز جنگ احد ، روز جنگ خندق ، روز حديبيه ، در نبرد جمل سرخموى ، در عقبه كه با 11 نفر ديگر كمين كرده بود كه شتر پيامبر
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 864
مساهمون: رضا معراجي
ص٨٦٤