تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 842

مساهمون:

ص٨٤٢
اين روايت صحيح است چرا عثمان مىترسيد به مكّه رود زيرا از پيامبر شنيده بود كسى در مكّه ، ملحد به خاك سپرده مىشود كه نيمى از عذاب جهانيان را به عهده دارد ؟

780 - عايشه پاسخ دهد :

ابن كثير در تاريخش از اسماعيل بن عبد الملك از عبد اللّه بن ابى مليكه از عايشه آورده : هرگز نديدم پيامبر ( ص ) دستهاى خود را به حدى بالا ببرد كه زير بغلش نمودار شود جز در مواقعى كه مىخواست در حقّ عثمان بدرگاه خدا دعا كند . علّامه امينى گويد : 1 - ابن كثير و ديگر افراديكه اين حديث را نقل كرده‌اند از ثبت سند آن خوددارى كرده‌اند ولى همين اسماعيل بن عبد الملك براى بىاساس بودن آن كافى است زيرا ابن عمّار و ابو داود او را سست‌روايت و ابن جارود و ابن معين و نسائى و ابو حاتم گويند : قوى نيست و عبد الرّحمان بن مهدى گويد : رواياتش را بدور افكن و ابن حبان گويد : آنچه را روايت مىكرده دگرگون مىنموده است . ( تهذيب التهذيب 1 / 316 ) 2 - عايشه به اين سوالات پاسخ دهد كه اين روايت را قبل از تكفير نمودن عثمان و تحريك مردم بر عليه عثمان روايت كرده است يا بعد از آن ؟ آيا وقتى با طلحه و زبير سرگرم بر افروختن جنگ بر عليه حضرت على ( عليه السّلام ) بود آن را نقل كرده ؟ در اين صورت تضاد اين حديث و عملكرد خود را چگونه جواب مىدهد ؟ آيا زمانيكه طلحه و زبير او را چون كنيزى اين‌سو و آن‌سو مىبردند و زنان خود را در خانه مستور داشته بودند و عايشه را كه پيامبر دستور پرده‌نشينى داده و خدا به او فرموده بود در خانه خويش قرار گيرد براى جنگ با حضرت على ( عليه السّلام ) به بصره مىبردند اين حديث را نقل كرده است ؟ چرا عايشه نمىخواست از حضرت على ( عليه السّلام ) به خوبى ياد كند ؟ همانگونه كه در مسند احمد ( 6 / 228 ) از طريقى كه رجالش صحيح هستند از عبيد اللّه بن عتبه آورده كه عايشه گفت : ابتداى ناخوشى پيامبر آن حضرت در خانه ميمونه بود از همسرانش اجازه خواست در