دفن همسرش محروم كرد . ( طبقات ابن سعد 8 / 31 ، مسند احمد 3 / 126 ، مستدرك حاكم 4 / 47 ، سنن كبرى بيهقى 4 / 53 )
4 - عبد اللّه ابن ابى سرح مرتد شده و به مشركان پيوست و پيامبر در فتح مكّه فرمود او را اگر زير پرده كعبه هم يافتيد بكشيد و او فرار كرد و به عثمان برادر رضاعيش پناه برد و عثمان با اينكه وظيفه داشت او را بكشد او را پناه داد و نزد پيامبر آورد و برايش تأمين خواست و پيامبر كه مايل به زنده بودن او نبود مدتى ساكت ماند و انتظار كشيد كه يكى از اصحاب حاضر در مجلس او را بكشد ( مستدرك حاكم 3 / 100 ) سنن ابو داود 2 / 220 و . . . )
5 - پسر عموى مشرك عثمان معاويه بن مغيره بن ابى العاص در جنگ حمراء الاسد اسير شد و پيامبر ( ص ) دستور داد گردنش را بزنند ، او به عثمان پناه برد و عثمان برايش تأمين خواست پيامبر ( ص ) موافقت كرد به شرطى كه تا سهروز از قلمرو اسلام خارج شود . لكن او بعد از سه روز بيرون نرفت و فرارى شد پيامبر عمّار ياسر و زيد بن حارثه را به تعقيب او فرستاد و فرمود او را فلانجا خواهيد يافت آنها هم او را همانجا يافتند و كشتند . ( سيره ابن هشام 3 / 57 ، تاريخ ابن كثير 4 / 56 ، عيون الاثر 3 / 37 ، بهجه المحافل 1 / 213 ) و اين كار عثمان شبيه حكم و مروان پسرش كه پيامبر لعنتشان كرد و از مدينه تبعيدشان كرد و عثمان به مدينه برگرداند و مروان را بر مسلمانان سوار نمود مىباشد . بنابراين كار گذشته و آينده عثمان نمىتواند موجب دعاى خير پيامبر براى عثمان شود و هرچه در اينزمينه ساختهاند از بافتههاى دوره امويان است .
علّامه امينى در ادامه مىافزايد : گفتهاند دعاى پيامبر براى عثمان وقتى بود كه عثمان تدارك سپاه اسلام را ( براى جنگ موته ) نمود ولى براى محقق روشن است كه روايات وارده در اين باب چنان سست و درهم و بىاساس است كه قابل قبول نيست ، يا رجال سندش ضعيفند ، يا روايت مرسل و ناتمام است و يا مضمونهاى آنها متفاوت و بگونهاى در تعارض هستند كه بطلان آنها ثابت است سپس علّامه امينى سندهاى احاديث وارده در اين باب را از منابع اهل سنّت مفصّلا بررسى مىنمايد كه افرادى چون حبيب بن ابى حبيب ، محمّد بن عبد اللّه انصارى ،
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 845
مساهمون: رضا معراجي
ص٨٤٥