- در نامهاش به معاويه مردم مدينه را كافر مثل قبائل مشرك مىخواند .
- پس از توبه و نوشتن عهدنامه بعد از محاصره اوّل بر منبر رفته و بدروغ مىگويد : جماعت اهل مصر حرفهائى درباره پيشوايشان شنيده بودند وقتى يقين كردند بىاساس است به كشورشان برگشتند .
- شبى كه همسرش دختر پيامبر از دنيا ميرود با همسر ديگرش آميزش مىكند و صبح آن روز كه مىخواهند دختر پيامبر ( ص ) را دفن كنند پيامبر مىفرمايد : در ميان شما كسى هست كه ديشب با همسرش نخفته باشد ؟ و عثمان را از دفنكردن همسرش محروم مىكند تا به او بفهماند پاس همسرش را نگه نداشته است .
- ابو بكر وقتى به خلافت ميرسد يك پله پائينتر از پيامبر بر منبر پيامبر مىنشيند و عمر يك پله پائينتر از ابو بكر مىنشيند ولى عثمان كه به خلافت مىرسد مىرود جاى پيامبر مىنشيند و اين در آن احوال نوعى گستاخى و پرروئى شمرده مىشده است .
- وليد بن عقبه كه در محراب مسجد كوفه مست نماز خوانده و استفراغ مىكند را بىكيفر رها مىكند تا اينكه حضرت على ( ع ) او را تاديب مىكند .
- دستور كشتن افراد نيك را به استاندارش مىدهد .
- عمو و عموزادههايش را كه پيامبر از مدينه تبعيد كرده بود برمىگرداند و حمايت مىكند و . . . علّامه امينى با آوردن چند روايت ديگر كه عثمان را باشرمترين امّت پيامبر خوانده ضمن اشاره به افراديكه دروغساز بودن آنها نزد اهل سنّت ثابت شده مانند : كوثر بن حكيم در سلسله اين احاديث هستند مىگويد : اگر باوجود كارهاى عثمان او باحياترين امّت است بايد فاتحه اين امّت را خواند .
774 - عثمان رفيق پيامبر ( ص )
ابن ماجه از قول ابن مروان محمّد بن عثمان از پدرش عثمان بن خالد نواده عثمان بن عفان از