عايشه همين الان جواب مىدهد كه دروغگويان به من نيز دروغ بسته و روايتها از زبانم انداختهاند .
4 - علّامه امينى با نقل روايات زيادى درباره شرم از زبان پيامبر ( ص ) مانند اينكه فرمود : شرم از ايمان است و ايمان در بهشت ، بدزبانى از خشونت است و خشونت در دوزخ . ( الترغيب و الترهيب 3 / 165 و . . . ) مىپرسد آيا عملكرد عثمان بر شرموحياى او گواهى مىدهد ؟ و كارهاى او را برمىشمارد كه بعضى از آنها به قرار زير است به حضرت على ( ع ) مىگويد :
به خدا قسم تو نزد من برتر از مروان نيستى در حالى كه على ( ع ) در قرآن در آيه تطهير از هرآلايشى پيراسته و مروان را پيامبر قورباغه و ملعونزاده خوانده است .
- به حضرت على ( عليه السّلام ) مىگويد : تو بيش از عمّار مستحق تبعيدى .
- به حضرت على ( عليه السّلام ) مىگويد : هيچ گردنكشى نيست كه ترا نردهبان خويش نساخته باشد .
- به مروان و ساير مشاورين خود درباره ابو ذر مىگويد : درباره اين پيرمرد دروغساز نظر دهيد كه بزنمش يا زندانش كنم يا تبعيدش كنم در حالى كه سخن پيامبر ( ص ) را شنيده بود كه : نه آسمان بر راستگوتر از ابو ذر سايه افكنده و نه زمين چون او دربرگرفته است .
- وقتى عمّار ياسر در حضور عثمان براى ابو ذر طلب آمرزش مىكند و مىگويد : از دست ما نجات يافت عثمان مىگويد : خيال كردى از تبعيدكردن او پشيمان شدم ؟ و دستور مىدهد عمّار را با خشونت بيرون كنند .
- وقتى عبد اللّه بن مسعود وارد مسجد مىشود عثمان رو به مردم مىكند و مىگويد : همان حيوانكى بدخوى به سراغتان آمد كه اگر كسى بر خوراكش بگذارد قى مىكند و مدفوع مى ريزد .
- به عبد الرّحمان بن عوف كه اهل سنّت او را از ده نفرى مىشمارند كه مژده بهشت يافته مىگويد : تو منافقى . ( سيره حلبى 2 / 87 )
- صعصعه بن صوحان را هيكلى مغرور و متكبر مىخواند .
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 834
مساهمون: رضا معراجي
ص٨٣٤