تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
عايشه همين الان جواب مىدهد كه دروغگويان به من نيز دروغ بسته و روايتها از زبانم انداخته‌اند . 4 - علّامه امينى با نقل روايات زيادى درباره شرم از زبان پيامبر ( ص ) مانند اينكه فرمود : شرم از ايمان است و ايمان در بهشت ، بدزبانى از خشونت است و خشونت در دوزخ . ( الترغيب و الترهيب 3 / 165 و . . . ) مىپرسد آيا عملكرد عثمان بر شرم‌وحياى او گواهى مىدهد ؟ و كارهاى او را برمىشمارد كه بعضى از آنها به قرار زير است به حضرت على ( ع ) مىگويد : به خدا قسم تو نزد من برتر از مروان نيستى در حالى كه على ( ع ) در قرآن در آيه تطهير از هرآلايشى پيراسته و مروان را پيامبر قورباغه و ملعون‌زاده خوانده است . - به حضرت على ( عليه السّلام ) مىگويد : تو بيش از عمّار مستحق تبعيدى . - به حضرت على ( عليه السّلام ) مىگويد : هيچ گردنكشى نيست كه ترا نرده‌بان خويش نساخته باشد . - به مروان و ساير مشاورين خود درباره ابو ذر مىگويد : درباره اين پيرمرد دروغساز نظر دهيد كه بزنمش يا زندانش كنم يا تبعيدش كنم در حالى كه سخن پيامبر ( ص ) را شنيده بود كه : نه آسمان بر راستگوتر از ابو ذر سايه افكنده و نه زمين چون او دربرگرفته است . - وقتى عمّار ياسر در حضور عثمان براى ابو ذر طلب آمرزش مىكند و مىگويد : از دست ما نجات يافت عثمان مىگويد : خيال كردى از تبعيدكردن او پشيمان شدم ؟ و دستور مىدهد عمّار را با خشونت بيرون كنند . - وقتى عبد اللّه بن مسعود وارد مسجد مىشود عثمان رو به مردم مىكند و مىگويد : همان حيوانكى بدخوى به سراغتان آمد كه اگر كسى بر خوراكش بگذارد قى مىكند و مدفوع مى ريزد . - به عبد الرّحمان بن عوف كه اهل سنّت او را از ده نفرى مىشمارند كه مژده بهشت يافته مىگويد : تو منافقى . ( سيره حلبى 2 / 87 ) - صعصعه بن صوحان را هيكلى مغرور و متكبر مىخواند .