تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 810

مساهمون:

ص٨١٠
( ص ) زير درخت پيمان بست و خداوند خبر از خشنودى آنان داده است قول ابو حبيبه را آورده كه در حالى كه عثمان براى مردم بر منبر سخنرانى مىكرد جهجاه برخاست و در حالى كه بسوى او پيش مىرفت گفت : اى عثمان اين ستورى است با عبا و دستبند كه آورده‌ايم بيا پائين تا تو را در عبا بپيچيم و بند برتو گذاريم و بر ستور نشانده ترا به كوه دخان ( دماوند ) بيندازيم و در عبارت عبد الرّحمان بن حاطب آمده كه جهجاه عصاى پيامبر ( ص ) را كه بدست عثمان بود گرفت و شكست ( يعنى ترا با خلافت پيامبر كارى نيست ) و عثمان گفت : خدا ترا و آنچه آورده‌اى بزوال آورد اطرافيان عثمان او را به خانه‌اش بردند و از آن روز يكى دو روز بيشتر از خانه بيرون نيامده تا محاصره و كشته شد . ( انساب الاشراف 5 / 47 ، تاريخ طبرى 5 / 114 ، كامل ابن اثير 3 / 70 ، تاريخ ابن كثير 7 / 175 ، شرح ابن ابى الحديد 1 / 145 ، رياض النضره 7 / 175 ، اصابه 1 / 253 ، استيعاب شرح‌حال جهجاه )

746 - نظر جبله بن عمرو انصارى مجاهد بدرى درباره عثمان :

جبله بن عمرو كه ابو عمر در استيعاب درباره‌اش مىنويسد : مردى بزرگ و بافضيلت از اصحاب فقيه و دين‌شناس بود و يكى از اصحاب عادل و نيكوسيرتى است كه روايات و مشاهد اتش در فقه مورد استناد است . طبرى در تاريخش ( 5 / 114 ) و ديگران آورده‌اند اوّلين كسى بود كه عليه عثمان جرأت بخرج داد كنار خانه‌اش با افرادى از قبيله‌اش نشسته بود عثمان عبور كرد سلام كرد جواب سلامش را دادند . جبله اعتراض كرد چرا جواب كسى كه چنين‌وچنان كرده داديد ؟ و رو به عثمان كرد اگر دوروبريهايت را طرد نكنى اين بند را به گردنت مىاندازم ، عثمان گفت : كدام دوربريها ؟ گفت : مروان حكم ، معاويه ، عبد اللّه بن عامر ، عبد اللّه بن سعد و در ميان اينها كسى است كه قرآن خونش را هدر ساخته ( عبد اللّه بن سعد ) و به عبارت بلاذرى در انساب ( 5 / 47 ) به عثمان گفت : بازار را به انحصار حارث بن حكم درآورده‌اى ( عثمان حارث بن حكم را بر بازار مدينه گذاشته بود و اجناسى كه از خارج مىآمد ارزان مىخريد