ايشان خواهد بود و اگرنه آنچه را آنها بدست آوردهاند نبايد در دهان ديگران نهاد . ( نهج البلاغه 1 / 461 )
2 - از اصفهان مالى براى حضرت امير المؤمنين ( عليه السّلام ) آوردند آن را به هفت بخش تقسيم كرد و يك گرده نان كه زياد آمده بود را شكست و هفت تكه كرد و روى هركدام يك تكه گذاشت و بين مردم قرعه انداخت تا اوّلينبار چهكسى سهم خود را بردارد . ( سنن بيهقى 6 / 348 )
3 - دو زن يكى عرب ديگرى از مواليان نزد حضرت امير المؤمنين ( عليه السّلام ) آمدند چيزى خواستند دستور داد هركدام را يك پيمانه خوردنى و چهل درهم دادند پس او كه از موالى بود سهم خود را گرفت و رفت ولى زن عرب گفت : من عرب هستم و او از موالى بود هردو را يك اندازه مىدهى ؟ حضرت على ( عليه السّلام ) به او فرمود : در كتاب خدا نگريستم در آن براى فرزندان اسماعيل ( عربنژادها ) هيچ برترى به فرزندان اسحاق نديدم ( سنن بيهقى 6 / 349 ) ولى عثمان سنّت خدا و پيامبر را زير پاى نهاد و مخالف اينروش عمل كرد كه نمونههاى آن را در چند نكته آينده خواهيد ديد .
699 - بخششهاى عثمان به حكم بن ابى العاص :
صدقات قضاعه را به عمويش حكم بن العاص واگذارد و اين بعد از آن بود كه با پيراهنى كهنه وارد مدينه شد و كارش راندان بزها بود داخل خانه عثمان شد و با پيراهنى از خز و عبايى اشرافى بيرون آمد ( تاريخ يعقوبى 2 / 41 ) و بلاذرى در انساب ( 5 / 28 ) از ابن عباس آورده از جمله انتقادهائى كه به عثمان شد در مورد حكم بن ابى العاص بود كه او را به كارگزارى صدقات قضاعه ( تيرهاى از مردم يمن ) گماشت و مبلغ آن به 300000 درهم رسيد چون نزد عثمان آورد به خودش بخشيد و ابن قتيبه و ابن عبد ربّه و ذهبى گويند : از جمله نكوهشهاى مردم به عثمان در مورد حكم راندهشده پيامبر است كه او را پناه داد و صد هزار سكه به او بخشيد با آنكه ابو بكر و عمر از پناه دادن او سرباززدند . ( المعارف ابن قتيبه ص 84 ، العقد الفريد