تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 764

مساهمون:

ص٧٦٤
4 - سخنان زيادى از پيامبر در مذمّت بنى اميّه وارد شده است از جمله از ابو ذر نقل شده كه از پيامبر شنيدم : چون امويان به چهل تن برسند بندگان خدا را بردگان خويش مىگيرند و مال خدا را اعطائى براى خويش و كتاب خدا را مايه‌اى براى تبهكارى ( مستدرك حاكم 4 / 479 ، كنز العمال 6 / 39 ) در پايان علّامه امينى بر حديثى كه امويان براى برداشتن لكه ننگ لعنت پيامبر بر خودشان ساختند ( كه حضرت فرموده : من بشرى هستم مثل آدميان بر سر خشم مىآيم و از خدا خواسته‌ام هر كس را دشنام گفتم يا لعنت كردم براى او كفّاره و موجب رحمت و تزكيّه قرار دهد ) پرداخته و گويد : اين حديث ساختگى است و با احاديث معتبر پيامبر ( صحيح مسلم 2 / 393 ، صحيح بخارى 1 / 22 ) و سيره او نقض مىشود همانگونه كه عثمان در توجيه برگرداندن تبعيد شده پيامبر به مدينه مدّعى شد من با پيامبر در اين‌باره گفتگو كردم و پيامبر وعده داده بود او را برگرداند نقض مىشود به اينكه چرا فقط از اين امر مهم او خبر داشت و حتّى ابو بكر و عمر هم نمىدانستند كه وقتى در زمان آنها عثمان درخواست كرد حكم را برگردانند آنها نپذيرفتند آيا خلاف دستور پيامبر رفتار كردند ؟

700 - بخشش‌هاى عثمان به مروان :

عثمان به پسر عمو و داماد خود مروان يك‌پنجم از همه غنائم آفريقا را كه 500000 دينار طلا مىشد بخشيد ( ابن قتيبه در المعارف ص 840 ، ابو الفداء در تاريخ خود 1 / 168 ) عثمان صد هزار سكه از بيت المال به مروان داد و دختر خويش ام ابان را به همسرى او درآورد و مأمور بيت المال زيد بن ارقم كليددار بيت المال اعتراض كرد و عثمان كليد بيت المال را از او گرفت . و ابو موسى با ثروتهائى كلان از عراق آمد عثمان همه آنها را ميان خويشانش تقسيم كرد . ( شرح ابن ابى الحديد 1 / 67 ) از جمله اموريكه مقدمه نكوهش عثمان گرديد آن بود كه به مروان يكصد و پنجاه هزار اوقيه بخشيد . ( سيره حلبى 2 / 97 )