فصل اوّل دانش عثمان
674 - عثمان دستور قتل بيگناه را صادر كرد
آوردهاند كه بعجه پسر عبد اللّه جهنى گفت : مردى از ما زنى گرفت و زن بعد از 6 ماه فرزندى آورد ، شوهر نزد عثمان رفت و جريان را گفت ، عثمان دستور سنگسار شدن زن را صادر كرد ، حضرت على ( ع ) كه فهميد نزد عثمان آمد و او را آگاه كرد كه خداوند در قرآن دوران باردارى و شيرخوارگى را سى ماه بيان فرموده ( احقاف 15 ) و در آيه ديگر دوران شير خوارگى را دو سال ( بقره 233 ) و . . . عثمان گفت : زن را برگردانند ولى كار از كار گذشته بود و زن را سنگسار كرده بودند و زن قبل از سنگسار شدن به خواهرش گفته بود : غم مخور دست هيچكس جز شوهرم به من نرسيده است و بچه كه بزرگ شد شبيه شوهر زن بود و او هم او را از پشت خود گواهى كرد و كار شوهرش به جائى رسيد كه پارهپاره اندامهايش بر روى بستر مىريخت . علّامه امينى : 1 - همانطور كه در جلد 6 الغدير گذشت شبيه اين قضيه در زمان عمر اتفاق افتاد و حضرت على ( عليه السّلام ) عمر را آگاه كرد پس چرا عثمان چنين دستورى داد ؟ 2 - چرا عثمان با اصحاب پيامبر مشورت نكرد تا بفهمد ؟ 3 - اگر آيات قرآن و همانند اين قضيه در زمان عمر را هم فراموش كرده بر هرچه اساسى آن زن را سنگسار كرد به چه آيهاى از قرآن يا سنّت پيامبر اتكاء كرد ؟
675 - عثمان نماز سفر را شكسته مىخواند .
بخارى و مسلم و جز آندو آوردهاند كه عبد اللّه بن عمر گفت : پيامبر با ما نماز را در منى دو ركعتى خواند پس از او ابو بكر و سپس عمر نيز با ما نماز دو ركعتى خواند و عثمان هم در اوّل فرمانروائيش دو ركعتى خواند ولى بعدا چهار ركعتى مىخواند .
علّامه امينى با آوردن احاديث ديگرى از منابع اهل سنّت كه نشان مىدهد عثمان اين كار را