3 - استغفار پيامبر براى يك بتپرست به گمان آنها كه با آيه سوره توبه از آن نهى شده با آيه 6 سوره منافقين كه مىفرمايد :
سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ
( كه در جريان غزوه بنى المصطلق در سال ششم ) كه قبل از سوره توبه نازل شده است . ( اتقان 1 / 17 ) ناسازگار است همچنين با آيات 23 و 80 سوره توبه كه قبل از آيه مورد بحث نازل شده زيرا نمىتوان قبول كرد كه پيامبر تا موقع نزول آيه مذكور در سوره توبه همه اين آيات را براى مردم مىخوانده و خود به آن عمل نمىكرده است ؟
4 - اين حديث با آنچه در شان نزول آيه مذكور آمده ناسازگار است كه طيالسى و ابن ابى شيبه و احمد و ترمذى و نسائى و ابو يعلى و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ و حاكم و ابن مردويه و بيهقى در شعب الايمان و ضياء در المختاره همگى از حضرت على ( عليه السّلام ) آوردهاند كه گفت : شنيدم مردى براى پدر و مادر بتپرست خود آمرزش مىخواست گفتم :
چرا چنين مىكنى ؟ گفت : مگر ابراهيم آمرزش نخواست ؟ من اين گفتگو را براى پيامبر نقل كردم اين آيه نازل شد و باتوجه به اينكه آن شخص آمرزشطلبى پيامبر را براى ابو طالب يا پدر و مادر خود پيامبر ( ص ) دستآويز آمرزش خودش براى پدر و مادر بتپرست خود قرار نداد و از سوى ديگر اتفاق مسلمين بر نزول سوره توبه در سال نهم هجرى و مرگ ابو طالب كه در مكّه اتفاق افتاده است ( و دلائل ديگرى كه علّامه امينى آورده ) بنابراين حديث بخارى كه نزول آيه مذكور را هنگام مرگ ابو طالب دانسته كجا مىتواند درست باشد و تازه اگر هم حديث بخارى را درست بدانيم ابو طالب گفته من بر آئين عبد المطّلب هستم كه علاوهبر گواهى عباس كه ابو طالب از دنيا نرفت تا پيامبر را خرسند ساخت و پيامبر هم فرمود براى ابو طالب اميد همه نيكوئى از پروردگارم دارم و نيز سفارش ابو طالب هنگام مرگ به فرزندان عبد المطلّب كه از محمّد پيروى كنيد تا رستگار شويد و نيز اشعار او كه گذشت نشان مىدهد بر دين توحيد و الهى بوده است ( بنگريد به الغدير جلد 7 )
اما درباره آيه سوره قصص
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ . . .
علّامه امينى ضمن بررسى آيه مذكور و