تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
آيات قبل و بعد از آن‌كه مربوط به سرباززدن مشركين از ايمان آوردن است و هركدام كه ايمان آورده‌اند فقط به دعوت پيامبر نبوده بلكه مشيت الهى در آن بوده است و پيامبر واسطه بوده است همچنين علّامه امينى ده آيه مشابه اين آيه را آورده است كه مربوط به ابو طالب نيست و احاديثى هم كه آورده‌اند آن را به ابو طالب ربط داده‌اند . زنجيره پيوسته‌اى ندارد . ( و مخدوش است ) كه براساس يكى از آنها كه مسلم و ترمذى و ديگران از ابو هريره آورده‌اند كه گفته « چون هنگام مرگ ابو طالب رسيد پيامبر به ابو طالب گفت بگو لا إله الا اللّه تا در قيامت برايت گواهى دهم ابو طالب گفت : اگرنه اين بود كه قريش مرا سرزنش مىكنند البته چشم تو را روشن مىساختم پس خداوند اين آيه را نازل نمود . » در حالى كه ابو هريره در سال هفتم هجرى مسلمان شد و هنگام مرگ ابو طالب در يمن از شدت فقر به گدائى مشغول بوده است . تازه اگر او را دروغگو ندانيم بر ما روشن نيست اين حديث را از چه‌كسى گرفته ؟ همچنين در حديث ديگرى كه از عبد اللّه بن عمر آورده‌اند همين اشكال هست زيرا عبد اللّه بن عمر در هنگام مرگ ابو طالب 7 سال داشته است روشن است كه در چنين مجلسى او را راه نمىدادند پس پسر عمر يا بايد از زبان فرزندان ابو طالب نقل كند كه از جعفر و عقيل هيچ سخنى نقل نشده و از حضرت على ( عليه السّلام ) چنان كه گذشت خلاف آن آمده است يا بايد پسر عمر از برادران ابو طالب نقل كند كه عباس نيز چنان كه گذشت خلاف آن را گفته است و . . . به همين صورت علّامه امينى دروغ بودن ساير روايات دروغسازان را آشكار نموده است و سپس به داستان آبكينه پرداخته است كه بخارى و مسلم از سفيان ثورى و او از عبد الملك بن عمير و از عبد اللّه بن حارث آورده اند كه عباس به پيامبر گفت : براى ابو طالب كه براى تو پاسدارى كرد و حمايت كرد چه مى كنى ؟ پيامبر فرمود : او در آبكينه‌اى از آتش است و اگر من نبودم در پائين‌ترين جاهاى دوزخ مىبود كه علّامه امينى از جمله ايراداتى كه به آن وارد ساخته : 1 - سفيان ثورى از زبان دروغگويان حديث نقل مىكرده و عبد الملك مروان نيز نيروى يادآوريش تباه شده بخاطر طول عمر و ابو حاتم و احمد و ابن معين و شعبه او را بخاطر دگرگون