تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧

655 - ابو بكر و شكاف كوه

ابو نعيم در حليه الاولياء ( 1 / 22 ) از عبد اللّه بن محمّد بن جعفر و او از محمّد بن عباس بن ايوب و او از احمد بن محمّد بن حبيب مؤدب و او از ابو معاويه و او از هلال بن عبد الرّحمان و او از ابو معاذ عطاء بن ابو ميمونه آورده كه أنس بن مالك گفت : پس از تعقيب پيامبر و ابو بكر از طرف مشركين مكّه وقتى به كوه رسيدند و بايد به شكاف كوه ( غار ) پناه مىبردند ، ابو بكر گفت : بگذار اوّل من وارد شوم تا اگر مارى يا خطرى باشد اول به من برسد . پيامبر فرمود : داخل شو و ابو بكر رفت همه سوراخها را با جامه‌هايش كه پاره مىكرد گرفت تا همه جامه‌هايش تمام شد و يك سوراخ مانده بود پشت به آن كرد و پيامبر داخل شد و در عبارت طبرى در رياض النضره ( 1 / 65 ) پاى خود را در آن سوراخ فرو برد و پيامبر داخل شد و ابو بكر تا صبح با پريشانى از زخم يك مار بسر برد و چون صبح شد تنش باد كرده بود . پيامبر علّت را پرسيد . گفت : زخم مار است . پيامبر پرسيد : چرا مرا آگاه نكردى ؟ گفت : خوش نداشتم پريشانت گردانم پيامبر دست نهاد بر بدن ابو بكر و درد خارج شد . و در سيره حلبى آمده پيامبر سر به زانوى ابو بكر نهاد و خوابيد و قطرات اشك ابو بكر بر پيامبر ريخت پرسيد چرا گريه مىكنى ؟ گفت : مار مرا گزيده . پيامبر آب دهان ماليد و درد خارج شد . علّامه امينى : 1 - تمام زنجيرهاى حديث گسسته است يا از يك‌سو مانند نقل حاكم و ابو نعيم يا از دوسو مانند نقل ابن هشام . 2 - عجيب است با اينكه قضيه را جز پيامبر و ابو بكر نديده ولى در هيچكدام از نقلها يادى از آنان نمىبينيم . 3 - در نقل ابو نعيم عبد اللّه بن محمّد جعفر است كه ابن يونس گويد انجام كارش به آشفتگى كشيد و حديث بساخت و دارقطنى گفته وى دروغگو است و تازه عبد اللّه سال 315 مرده و ابو نعيم در سال 336 به دنيا آمده است كه از او نقل مىكند . ( لسان الميزان 3 / 345 ) 2 - محمّد بن عباس بن ايوب چنان كه در لسان الميزان ( 5 / 216 ) آمده خود ابو نعيم گويد : يكسال قبل از مرگش دچار آشفتگى مغزى شد كه حتّى اگر ندانيم اين حديث را قبل از آشفتگى