تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
آورده كه : . . . چون پيامبر وارد مكه شد آمد در مسجد . ابو بكر دست پدرش را كه كور بود گرفت و آورد چون پيامبر او را ديد گفت : چرا پيرمرد را در خانه‌اش رها نكردى تا من به سراغ او بروم . . . پس او را در برابر خود بنشاند و بر سينه‌اش دست كشيد و گفت مسلمان شو و او مسلمان شد . كه در زنجيرهء اين حديث محمّد بن اسحاق بن يسار بن خيار است كه حديث از ساخته‌هاى اوست و سليمان تيمى گفته ابن اسحاق دروغ‌پرداز است و هشام بن عروه و يحيى بن قطان و جوزجانى و ابن نميرو ابن معين و دارقطنى و . . . وى را سست ، دروغگو ، حديث ساز دانسته‌اند . ( ميزان الاعتدال 3 / 21 ، تهذيب التهذيب 9 / 38 ) سپس علّامه امينى اشكالهاى متن حديث را بيان مىكند از جمله اگر واقعا ابو قحافه مسلمان شده بود بايد مكرر خدمت پيامبر مى رسيد و بايد در حجّه الوداع خدمت پيامبر رسيده باشد و دست‌كم يك حديث از پيامبر نقل كند يا دست‌كم نحوه مسلمان شدن خود را بيان مىكرد در حالى كه در تاريخ چيزى نيامده است . دربارهء مسلمان شدن مادر ابو بكر امّ الخير روايتى را ابن كثير در تاريخ خود ( 3 / 30 ) و محب طبرى در رياض ( 1 / 46 ) با زنجيره‌اى سست از عائشه آورده كه بعد از آشكار شدن اسلام در مكّه سال ششم بعثت . ابو بكر كتك خورد و او را به خانه بردند سپس مادرش او را نزد پيامبر برد و در آنجا امّ الخير مسلمان شد . علّامه امينى اشكالات زيادى به سند و متن روايت مىكند از جمله : 1 - عائشه كه متولد سال پنجم هجرى است در آن‌وقت كه يك بچه شيرخوار بوده كجا بوده كه ناقل اين حديث باشد ؟ 2 - در روايت آمده بعد از مسلمان شدن 38 نفر اسلام آشكار شد پس در آن‌وقت خود ابو بكر مسلمان نشده است روى اين حساب زيرا روايت صحيح طبرى مىگويد : ابو بكر پنجاهمين كسى بود كه مسلمان شد . ( تاريخ طبرى 2 / 215 ) .