633 - كرامت دفن ابو بكر
ابن عساكر در تاريخش آورده كه روايت شده ابو بكر در وقت احتضار گفت : اگر من مردم مرا ببريد مقابل حجره كه پيامبر در آن دفن است . سپس بايستيد و بگوئيد : سلام بر تو اى رسول خدا اين ابو بكر است كه اجازه مىخواهد پس اگر اجازه دهد درب كه با قفل بسته است باز مىشود پس مرا ببريد داخل و دفن كنيد و گرنه مرا به بقيع ببريد و آنجا خاك كنيد فلمّا وقفوا على الباب و قالوا ما ذكر سقط القفل و انفتح الباب و اذا بهاتف يهتف من القبر ادخلوا الحبيب الى الحبيب فانّ الحبيب الى الحبيب مشتاق : پس چون آنان در آستانه درب ايستاده و آنچه گفته بود گفتند قفل در بيفتاد و در باز شد ناگاه هاتفى از قبر صدا زد دوست را بر دوست وارد كنيد كه دوست مشتاق است . ( تفسير رازى 5 / 378 ، سيره حلبى 3 / 394 ، تاريخ الخميس 2 / 264 ، نزهه المجالس 2 / 198 )
علّامه امينى : 1 - اين حديث را جعل كردند براى برون رفتن از بنبست دفن ابو بكر كنار پيامبر زيرا اگر ملك پيامبر بود بايد از ورثه او كه فرزندان حضرت زهرا ( سلام اللّه عليها ) بودند اجازه مىگرفتند اگر صدقه بود بايد از همه مسلمين اجازه مىگرفتند و اگر گفته شود سهم الارث دخترش عايشه بود گذشته از اينكه آنها معتقدند پيامبر ارث نگذاشت سهم عايشه يكهشتم از يكنهم اطاق بوده كه جاى يك قبر نمىشود . 2 - اگر پيامبر اين خبر را به ابو بكر داده بود در آن ترديد يافت نمىشد كه اگر در باز نشد برويد بقيع و براى ساختگى بودن آن همين كافى است كه در صحاح و مسانيد قبل از ابن عساكر نيامده . 3 - در زنجيرهاى كه ابن عساكر آورده ابو طاهر موسى بن محمّد بن عطاى مقدسى است كه ابو زرعه و ابو حاتم و نسائى و ابن حبان وى را دورغساز ، حديثساز ، دزد حديث اعلام كردهاند ( ميزان الاعتدال 3 / 391 )
634 - ابو بكر نجاتدهنده جبرئيل
شيخ يوسف فيشى مالكى آورده چون ابو بكر بر پيامبر وارد مىشد جبرئيل كه با پيامبر مشغول صحبت بود تنها براى بزرگداشت ابو بكر بلند مىشد و براى كسى ديگر چنين نمىكرد پيامبر