او نخوان پس پيامبر امتناع كرد ابو بكر آمد و گفت : اى پيامبر بر او نماز بخوان از او جز خوبى سراغ ندارم جبرئيل نازل شد و گفت : اى محمّد بر او نماز بخوان گواهى ابو بكر مقدّم است بر گواهى من .
علّامه امينى : جبرئيل كه حامل وحى است و از خود چيزى ندارد پس اگر ابو بكر چيزى بگويد و مخالف وحى هم باشد پذيرفته شود ديگر چيزى از وحى نمىماند .
631 - نقش انگشترى پيامبر
در كتابهاى معتبر اهل سنّت مانند صحيح بخارى ( 8 / 309 ) صحيح مسلم ( 2 / 214 ) صحيح ترمذى ( 1 / 324 ) سنن ابن ماجه ( 2 / 384 ) سنن نسائى ( 8 / 173 ) آوردهاند كه نگينانگشتر پيامبر از نقره بوده و نقش روى آن محمّد رسول اللّه بوده و به نقل أنس پيامبر فرمود : هيچكس اين گونه نقش نكند ولى در منابع اهل تسنن اين حديث جعلى آمده است كه :
انّ النّبى ( صلّى اللّه عليه و آله ) دفع خاتمه الى ابو بكر و قال أكتب عليه لا إله الّا اللّه فدفعه ابو بكر الى النّقاش و قال أكتب عليه لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه فكتب عليه فلّما جاء به ابو بكر الى النّبى وجد عليه لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه و ابو بكر الصّديق فقال ما هذه الزّيادة يا ابا بكر ؟ فقال ما رضيت ان افرّق اسمك عن اسم اللّه و امّا الباقى فما قلته فنزل جبرئيل و قال انّ اللّه سبحانه و تعالى يقول انّى كتبت اسم ابى بكر لانّه ما رضى ان يفرّق اسمك عن اسمى فانا ما رضيت ان افرّق اسمه عن اسمك ( نزهه المجالس صفورى 2 / 185 به نقل از تفسير رازى ، مصباح الظلام جردانى ص 25 ) :
پيامبر انگشتر خود را به ابو بكر داد و فرمود : روى آن بنويس لا إله الّا اللّه ابو بكر آنرا به حكّاك داد و گفت : روى آن لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه حك كن و آن را خدمت پيامبر آورد . روى آن حك شده بود لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه و ابو بكر الصّديق پيامبر فرمود : اين زيادى چيست ؟ ابو بكر گفت : خوش نداشتم بين اسم تو و خدا جدائى اندازم ولى باقى را من نگفته بودم پس جبرئيل نازل شد و گفت : خدا مىفرمايد : من اسم ابو بكر را نوشتم زيرا او راضى نشد ميان اسم من و اسم تو جدائى بيندازد و من نيز راضى نشدم اسم او از اسم تو جدا شود .