فصل اول اشعار ابو تمام طائى
161 - اشعار ابو تمام طائى دربارهء غدير خم
و يوم الغدير استوضح الحقّ اهله * بضحياء لا فيها حجاب و لا ستر
اقام رسول اللّه يدعوهم بها * ليقربهم عرف وينآهم نكر
يمدّ بضبعيه و يعلم انّه * ولىّ و مولاكم فهل لكم خبر
يروح و يغد و بالبيان لمعشر * يروح بهم غمر و يغدوبهم غمر
فكان لهم جهر باثبات حقّه * و كان لهم برّهم حقّه جهر
اثمّ جعلتم حظّه حدّ مرهيف * من البيض يوما حظّ صاحبه القبر
بكفىّ شقىّ وجهته ذنوبه * الى مرتع يرعى به الغىّ و الوزر
در روز غدير حق بر اهلش روشن شد . به چاشگاه كه در آن پردهپوشى نبود . پيامبر بپاخاست و مردم را به حق فراخواند تا نيكى به آنها نزديك و زشتى از آنان دور شود . بازوان على ( ع ) را گرفت و اعلام كرد مولاى شماست آيا مىدانيد ؟
پيامبر روزوشب خود را با اين بيان با مردميكه بام و شامشان به گمراهى و نادانى گذشت گذراند تا حق بر آنها اثبات شد و آنان اين حق را آشكارا ربودند .
پس از اين جريان آيا بهرهء على ( ع ) را بروز شهادت از دم شمشيرى بايد داد كه در كف مرد تيره روزى بود كه گناهش وى را به چراگاه گمراهى و شومى فرستاد .
ملاحظه : 1 - اين هفت بيت از قصيدهء وى است كه علّامه امينى آورده است و فداكارهاى على ( ع ) در جنگها و ساير فضائلش را اشاره مىكند كه ما بخاطر جلوگيرى از طولانى شدن كتاب فقط قسمتى را كه مربوط به غدير خم بود آورديم 2 - علّامه امينى جوابهاى كاملى به شارح و مستشكل اين اشعار دكتر ملحم ابراهيم اسود داده است كه علاقمندان به الغدير مراجعه