تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
جلد دوم الغدير مراجعه كنند . 2 - نام وى ابو محمّد سفيان ابن مصعب عبدى كوفى است به تاريخ تولد و وفاتش وقوف نيافتم و فقط چون با سيد حميرى همزمان بوده و تا آخر زمان او زنده بوده است ما را به عصر او آگاه و نزديك مىكند . 3 - وى اشعارش همگى در مدح اهل بيت پيامبر ( ص ) است 4 - وى روزى بر امام صادق ( ع ) وارد شد حضرت به امّ فروه فرمود : پشت پرده نشيند و عبدى اشعارى در مصائب امام حسين ( ع ) خواند همگى گريستند . 5 - كما رواه الكشى فى رجاله صفحه 254 باسناده عن سماعة قال قال ابو عبد اللّه ( ع ) يا معشر الشّيعة علّموا اولادكم شعر العبدى فانّه على دين اللّه . امام صادق ( ع ) فرمود : اى شيعيان فرزندانتان را اشعار عبدى بياموزيد كه او بر دين خداست . 6 - از لحاظ نبوغ شعرى و حديث در حد والائى بوده است ابو الفرج در آغانى ( 7 / 22 ) از ابن داوود مسترق سليمان بن سفيان روايت كرده سيد حميرى و عبدى در انجمنى گرد آمدند سيد چنين سرود
انّى ادين بما دان الوصىّ به * يوم الخريبة من قتل المحلّينا و بالّذى دان يوم النّهروان به * و شاركت كفّه كفّى بصفّنا
من در كشتن آنانى كه در خريبه ( محل جنگ جمل ) فرود آمدند با على ( ع ) هم‌دين و نظر هستم . و به آنچه در نهروان على ( ع ) بود عقيده دارم و با او همدست هستم . عبدى گفت درست نگفته‌اى اگر همدست باشى هم‌سان او خواهى بود اينطور بگو : و تابعت كفّه كفى ( دست من بدنبال دست اوست ) تا پيرو او باشى نه همسان او . سيد حميرى پس از اين مىگفت من از همه شاعرترم بجز عبدى .