فصل دوم اشعار دعبل خزائى
164 - اشعار دعبل دربارهء غدير خمّ
و ما قيل اصحاب السّقيفه جهرة * بدعوى تراث فى الضّلال نتات
و لو قلّدوا الموصى اليه امورها * لزمّت بمأمون عن العثرات
اخى خاتم الرّسل المصفىّ من القذى * و مفترس الأبطال فى الغمرات
فان جحدوا كان الغدير شهيده * و بدر واحد شامخ الهضبات
و اىّ من القرآن تتلى بفضله * و ايثاره بالقوت فى اللزّيات
و عزّ خلال ادركته يسبقها * مناقب كانت فيه مؤتنفات
گفتار آشكار اصحاب سقيفه كه ادّعاى بىپرده و گمراه و ميراثخوارى بود .
اگر كارها را به كسى كه وصىّ پيامبر بود مىسپردند كارها از لغزشها در امان بود .
على برادر پيامبر پاكيزه از بديها و جنگاور كارزار در ميدان جنگاوران بود .
اگر منكرند گواه او غدير خم و بدر و كوههاى بلند احد است .
و آيات قرآن در فضلش و ايثار او خوراكش در سختىهاست .
و فضائل و مناقب او كه بر همه پيشى گرفته است .
ملاحظه : 1 - اين اشعار 121 بيت است كه علّامه امينى 25 بيت آن را آورده است .
165 - اشعار دعبل در محضر حضرت رضا ( ع )
وى قصيدهاى به نام مدارس آيات دارد كه ابو الفرج در جلد 18 اغانى صفحه 29 گفته از شكوهمندترين قصيدههاست كه دربارهء خاندان پيامبر سروده شده ، دعبل گويد وقتى خدمت امام رضا ( ع ) رسيدم فرمود يكى از قصيدههايت را برايم بخوان و من شروع كردم به خواندن :