( علّامه امينى گويد در رجال فعلى نيافتم شايد قاضى در نسخه اصلى دست يافته ) و شيخ ابو على در صفحه 143 منتهى المقال از عيون الاخبار صدوق و شيخ معاصر در تنقيه المقال ( 59 / 1 ) و سيد محسن امينى در اعيان الشيعه ( 17 / 13 ) و هزار جريبى در شرح قصيدهاش و سيد زنوزى در رياض الجنه و سيد محمّد مهدى در رياض المسائل آوردهاند .
2 - علّامه امينى 15 نفر از بزرگانى كه قصيده مذكور را شرح كردهاند و 4 نفر از بزرگان و ادبا كه قصيده فوق را تخميس كردهاند با قسمتى از اشعار آنها را ذكر كرده است كه علاقهمندان به جلد 2 الغدير مراجعه كنند .
128 - اشعار سيّد حميرى درباره امام حسين ( ع )
ابو الفرج از على بن اسماعيل تيمى كه از پدرش نقل كرده آورده است خدمت امام صادق ( ع ) بودم دربان براى سيّد حميرى اجازه ورود گرفت وقتى وارد شد حضرت خانوادهاش را پشت پرده نشاند و سيّد را امر به خواندن شعر نمود و وى اين قصيده را خواند :
امرر على جدث الحسين * فقل لا عظمه الزّكيه
يا اعظما لا زلت من * و طفاء ساكبة رويّة
فاذا مررت بقبره * فاطل به وقف المطيّة
و ابك المطهرّ للمطهرّ * و المطهّرة النّقيّة
كبكاء معولة اتت * يوما من لواحدها المنيّهة
قال الراوى و رايت دموع جعفر بن محمّد ( عليه السّلام ) تتحدّر على خدّيه و ارتفع الصّراخ و البكاء من داره حتى امره بالامساك
بر قبر حسين بگذر و به استخوانهاى پاكش بگو :
اى استخوانها همواره باران رحمت بر شما ريزان باد .
چون به قبر حسين بگذرى درنگ كن و مركب را نگهدار .
و گريه كن بر آن فرزندان پاكمرد و پاكيزهزن .