تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
رسول خدا به من امر نمود با ناكثين نبرد كنم نبرد نمودم ، امر فرمود : با قاسطين كه شمائيد نبرد كنم اما مارقين را نمىدانم درك مىكنم يا نه اى بلا عقب آيا ندانسته‌اى كه پيامبر درباره على ( ع ) فرمود : من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه عمرو عاص گفت : درباره قتل عثمان چه مىگويى ؟ گفت : او براى شما بديها را فتح كرد عمر و عاص گفت : او را على ( ع ) كشت عمار گفت : بلكه خداى على ( ع ) او را كشت ( كتاب صفين ص 165 تذكره ابن جوزى ص 53 )

106 - عمرو عاص و فرماندهى جنگ ذات السلاسل

علّامه امينى دراين‌باره مىنويسد : اين هيچ امتيازى براى او محسوب نمىشود زيرا طبق فرمايش على ( ع ) پيامبر با شرطى پرچم فرماندهى آن جنگ را به او داد كه وى به آن عمل نكرد و با دلائل قطعى معلوم است كه وى ايمان واقعى نداشت و تظاهر به اسلام مىكرد و پيامبر ( ص ) هم براى اينكه در ظاهر به جاهليت برنگردد با امثال او مماشات مىكرد تا شايد تدريجا ايمان در قلب آنها قرار گيرد .

107 - شجاعت عمرو عاص

1 - بيهقى در المحاسن و المساوى ( 1 / 39 ) آورده عمرو عاص در صفين به عبد اللّه پسرش گفت : خوب نگاه كن در صفوف مقدم سپاه آيا على ( ع ) حضور دارد ؟ عبد اللّه گفت : فنظرت اليه فرايته فقلت يا ابه ها هو ذاك على بغلة شهباء عليه قباء ابيض و قلنسوة بيضا . نگاه كردم او را ديدم گفتم پدر اين على ( ع ) است كه بر قاطرى شهباء نشسته و قبا و كلاه سفيد دارد عمرو عاص گفت : امروز چون ذات السلاسل وير موك نيست . وددت انّ بينه و بين موقفى بعد المشرقين : دوست دارم در ميدان جنگ بين من و او ( على ( ع ) ) به اندازه شرق و غرب فاصله باشد .