تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
بن خالد و الضّحاك بن قيس و الوليد و چون اين خبر به معاويه رسيد در قنوت على ( ع ) ، ابن عباس ، مالك اشتر ، حسن و حسين را لعن مىنمود و اين مطلب را طبرى در تاريخ خود ( 6 / 40 ) و بيش از 10 نفر ديگر از بزرگان اهل عامه چون ابن جوزى نقل كرده‌اند كه علّامه امينى مدارك آنها را آورده است . 2 - به تقاضاى عمرو عاص امام حسن ( ع ) را به مجلس معاويه دعوت كردند و عمرو عاص در مذمّت على ( ع ) حرفهايى زد امام حسن ( ع ) در پاسخ عمرو عاص جواب دندان‌شكنى به او داد و از جمله فرمود : تو و اين جمعيت بهتر مىدانند كه 70 شعر ( در هجو پيامبر ) سرودى و پيامبر فرمود : خداوندا به هرحرفى از اين ( 70 بيت ) هزار لعنت بر او بفرست ( شرح ابن ابى الحديد 2 / 103 و تذكره ابن جوزى ص 14 جمهره الخطب زكى 2 / 12 . )

102 - عثمان و عمرو عاص

عمر بن خطاب ؛ عمرو عاص را به ولايت مصر منصوب نمود ولى عثمان در اول حكومتش به جهت پيمان‌شكنى و حمله به اهالى اسكندريه او را از حكومت عزل و عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح عامرى را به حكومت مصر گماشت و فقط وظيفه پيشنمازى را به او سپرد و پس از چندى پيشنمازى را هم از او گرفت و به عبد اللّه داد و عمرو عاص به مدينه آمد و از عثمان بد گويى مىكرد ، طلحه و زبير را بر عثمان مىشوراند ، پيش على ( ع ) كه مىآمد از عثمان بد گوئى مىكرد و خود را به حاجيها مىرساند و از عثمان بدگوئى مىكرد . روزى عثمان خطبه مىخواند عمرو عاص گوشه مسجد نشسته بود با صداى بلند گفت : اى عثمان از خدا بترس تو مرتكب كارهاى بدى شدى و ما هم پيروى كرديم توبه كن تا ما هم توبه كنيم عثمان گفت : تو از كسانى هستى كه مردم را بر عليه من مىشورانى و اين به‌خاطر اين است كه تو را از حكومت مصر عزل كردم . عمرو عاص به فلسطين رفته بود و مردم را بر عليه عثمان تحريك مىكرد وقتى خبر كشته شدن عثمان را شنيد خوشحال شد و گفت : من كسى هستم كه اگر زخمى را خاراندم آن را فشار مىدهم تا خون بيفتد و . . . عثمان به تحريك من كشته