ارطاه در حالى كه غرق در آهن بود على ( ع ) را به مبارزه طلبيد على ( ع ) آهسته از تپه پايين آمد و به بسر بن ارطاه نزديك شد و ضربهاى به او زد از اسب به زمين افتاد چون غرق در آهن بود نيزه در بدنش كارگر نشد حضرت رفت او را بكشد كشف عورت كرد على ( ع ) از او روى بر گرداند مالك اشتر او را شناخت به حضرت عرض كرد او بسر است حضرت فرمود : واگذارش ، لعنت خدا بر او باد آيا بعد از اين كار زشتش بر او حمله برم در اينهنگام پسر عموى بسر جلو آمد و گفت آيا بسر را به زمين افكندى ما حامى او هستيم مالك اشتر بر او حمله برد و با نيزه او را شكست داد بسر هم فرار كرد بهطرف سپاه شام . معاويه به او گفت اين ننگ بعد از عمرو عاص به تو رسيد . ( سيره حلبى 2 / 247 )
108 - مرگ عمرو عاص و پشيمانى او
عمرو عاص سال 43 هجرى شب عيد فطر از دنيا رفت و سن او از 80 تا 90 و 99 سال گفتهاند به پسرش موقع مرگ گفت : دوست داشتم در جنگ ذات السلاسل مرده بودم در امورى دخالت كردم كه دليلى در محاكمه خدا بر آن ندارم پس نگاهى به ثروتش كرد و گفت :
اى كاش اينها پشگل شتر بود و اى كاش 30 سال قبل مرده بودم من دنياى معاويه را آباد ساختم و آخرت خود را رها نمودم گوئى مىبينم معاويه بعد از من اين اموال را در اختيار گرفته با شما بدرفتارى مىكند ( تاريخ يعقوبى 2 / 198 . )
علّامه امينى 22 روايت نقل مىكند كه مطابق است با خصوصيات زشت عمرو عاص كه يك نمونه آن انّ اللّه عزّ و جلّ اذا اراد ان يهلك عبدا نزع منه الحيا
ابن عبد البر در الاستيعاب ( 2 / 436 ) آورده ابن عباس وقت احتضار ديدن عمرو عاص رفت عمر و عاص گفت : در مرحلهاى قرار گرفتم كه احساس مىكنم كمى از دنيايم را آباد ساختم و بسيارى از دين خود را تباه ساختم و اگر آنچه تباهش نموده بودم اصلاح كرده بودم و آنچه اصلاح كرده بودم تباه ساخته بودم هرآئينه رستگار بودم اكنون اگر مىتوانستم جبران گذشته