من الحديث غير ما اخرجاه بخارى و مسلم هيچيك عنوان نكردهاند كه حديث صحيح منحصرا احاديثى است كه آندو بررسى كردهاند .
ثالثا اساتيد مسلم و بخارى كه از آنها نقل حديث مىكردند حديث غدير را نقل كردهاند كه علّامه امينى 29 نفر از علماء قرن سوم كه اساتيد مسلم و بخارى بودهاند را آورده است كه حديث غدير را با سندهاى صحيح روايت نمودهاند مانند يحيى بن آدم متوفى 203 شبابه بن سوار متوفى 206 اسود بن عامر متوفى 208 و . . . و اضافه مىكند نبودن حديث غدير در صحيح مسلم و بخارى ضعف كتاب اگر نباشد ضعف حديث نيست و حتى بعضى مثل شيخ محمود قادرى اين مطلب را دريافته و در مقام دفاع از صحيح مسلم و بخارى گفته : چهبسا حديث بوده كه مسلم و بخارى نقل نكردهاند . رابعا از زمان مسلم و بخارى كه در قرون نخستين بودهاند تا قرون هفتم و هشتم كسى نبوده است در سند حديث خدشه كند به جز ابن حزم و ابن تيميه كه دربارهء ابن حزم بايد گفت وى هيچ جايگاهى در ميان اهل تسنن ندارد بخاطر گفتار نابخردانه اش طبق نقل لسان الميزان ( 4 / 200 ) علماء زمانش فتوا دادند هرگاه مدوّنات و كتب او را ديدند بسوزانند و آلوسى در تفسيرش ( 21 / 76 ) او را ضالّ مضلّ خوانده و ابن حزم كسى است كه در كتاب خود المحلى ( 10 / 682 ) امام حسن ( ع ) را بهخاطر قصاص ابن ملجم سرزنش كرده و آن را دستآويز حمله به شافعيان قرار داده و با نقل اشعارى از يكى از خوارج بنام عمران بن حطان ، ابن ملجم را بهترين فرد نزد خدا مىداند باوجود احاديثى كه از پيامبر ( ص ) دربارهى شقى بودن قاتل على ( ع ) رسيده است و علّامه امينى اين احاديث نبوى را از كتب بيش از 10 نفر از علماء بزرگ اهل تسنن مانند مسند احمد حنبل ( 4 / 262 ) خصائص نسائى صفحه 39 و . . . آورده است و مضافا موقعى كه امام حسن ( ع ) ابن ملجم را قصاص كرد صحابه و تابعين حاضر بودند و آن را نيكو دانسته و حتى دوست مىداشتند خودشان او را مىكشتند . ابن حزم گفتار زشت ديگرى درباره عمار دارد كه با فرمايش پيامبر كه حتى معاويه و عمرو عاص هم آن را نقل كردند مخالف است كه پيامبر فرمود : تقتلك الفئهء الباغيهء و سخنان ديگر پيامبر كه در مقام و منزلت عمار
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: رضا معراجي
ص١٣٠